اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » بازتاب شرطی » استفاده از قانون پاولف در ایجاد خوشحالی و سرور

استفاده از قانون پاولف در ایجاد خوشحالی و سرور

استفاده از قانون پاولف در ایجاد خوشحالی و سرور

استفاده از قانون پاولف در ایجاد خوشحالی و سرور

آیا به کمک قانون پاولف می­توان خوشبخت شد؟

به نظر من خوشبختی غیر از خوشحال بودن است، زیرا ممکن است شخصی همیشه خوشحال و مسرور باشد، همیشه  خندان و شادمان باشد، ولی خوشبخت نباشد، زیرا عوامل خوشبختی: سلامتی، خوشحالی، ثروت و عشق و شهرت هستند، بنابراین ممکن است کسی ثروت و عشق و شهرت نداشته باشد ولی روحیه­ای قوی و پر از نشاط داشته باشد.

با این مقدمه می­خواهیم بگویم که به کمک قانون پاولف می­توان خوشحال و با نشاط شد، ولی نمی­توان خوشبخت کامل بود، حال ببینیم چطور می­توان به کمک فقط از اعصاب استفاده کرد و خوشحالی دائمی را بدست آورد؟

من در اکثر کتاب­های روانی و اجتماعی می­بینیم، که فقط به خواننده پند و اندرز می­دهند، متأسفانه پند و اندرز اولاً اثر بسیار کمی دارد و ثانیاً آن اثر بسیار کم هم روی اشخاص اثر می­کند که بدنی سالم و روحیه­ای مستعد گرفتن پند و اندرز باشند، و گرنه بقیه اشخاص که بی­شباهت به اشخاص مریض نیستند، با پند و اندرز معالجه  نمی­شوند.

تنها با پند و اندرز نمی توان اشخاص افسرده و غمگین را معالجه نمود، بلکه عوامل متعددی وجود دارد، که جنبه عملی آن ها بیشتر است، و این عوامل با نوع بیماری و شدت و ضعف آن تغییر می کنند. به  هر حال قانون پاولف یکی از آن عوامل است، که اگر شما طبق ان عمل کنید، امید است که به خوشحال بودن عادت خواهید کرد

پول باعث غم- چطور ممکن است، پول باعث غم و اندوه شود؟ با توجه به قانون پاولف این امکان وجود دارد، که پول باعث غم و اندوه شود.

فرض کنیم هر هفته شب جمعه هوشنگ یک هزار ریال از بلیط بخت آزمایی برنده شود،  و باز هم فرض کنیم که هوشنگ به محض دریافت یک هزار ریال تظاهر به تأثر و نگرانی و غم و اندوه کند و با خود بگوید، «بابا من این صد تومان را چکار کنم چرا صد هزار تومان برنده نشدم؟»

باز هم فرض کنیم که هوشنگ تا ده هفته، هر هفته شب جمعه یک هزار ریال برنده شود، و به محض برنده شدن به ناله و شکایت نماید و خود را به ظاهر غمگین و ناراحت نشان دهد.

پس از گذشت ده هفته، طبق قانون پاولف هوشنگ به محض برنده شدن بی اختیار غمگین و متأثر خواهد شد.

زیرا در این فرض مبلغ یک هزار ریال «محرک» و تظاهر غمگینی هوشنگ «پاسخ»  قانون بازتاب شرطی است. (سایت هیپنوتیسم دات آی آر)در نتیجه با اطلاع از برنده شدن یک هزار ریل اعصاب به مغز اطلاع می دهد و مغز فرمان غم و اندوه را صادر می کند یعنی در این قضیه برنده شدن پول به جای صدای زنگ و غمگین شدن به جای بزاق دهان سگ است.

عکس قضیه بالا هم صحیح است.

حالا عکس قضیه بالا را در نظر می‌گیریم، یعنی فرض می‌کنیم، بهرام هر شب جمعه یک هزار ریال پول گم می‌کند، به محض اینکه بهرام پول گم کرد تظاهر به خندیدن و رقصیدن نماید و با خود بگوید: چرا دو تا ضرر کنم یک ضرر گم کردن پول و یک ضرر غصه خوردن؟» چنانچه بهرام ده شب جمعه یک هزار ریال پول گم کند و بعد شروع به خندیدن و رقصیدن کند، طبق قانون پاولف عادت خواهد کرد وو از آن پس هر وقت پول گم کند، بی اختیار و بی اراده خواهند خندید، زیرا بنا به قانون پاولف در این فرض «محرک» گم کردن پول و «پاسخ» عبارت از خندیدن و رقصیدن است یعنی در این فرض گم کردن پول به جای زنگ و خندیدن به جای بزاق دهان سگ در آزمایش پاولف است.

بدبیاری‌های زندگی به جای گم کردن پول

گــر جمـال یــار نبود با خیالش هم خوشیم         

خانه درویش را شمعی به از مهتاب نیست

حال اگر به جای گم کردن پول که «محرک» بهرام بود، بدبیاری ها و گرفتاری ها مادی و معنوی و بدبختی های زندگی را قرار دهیم، بهرام همیشه در مقابل مشکلات زندگی خندان و با نشاط خواهد بود.

 طرز تمرین بدین شکل خواهد بود: که هر وقت در زندگی اجتماعی یک ناراحتی برای بهرام پیش بیاید، بهرام شروع به خندیدن کند و بگوید مشکلات مال مردان بزرگ است و من مانند قهرمان به جنگ این مشکلات خواهم رفت، آن ها را تحمل خواهم نمود و آن ها دیر یا زود شکست خواهم داد، اولین قدم موفقیت خندیدن است.

این خنده ممکن است در ابتداء ظاهری باشد و از ته دل نباشد، و فقط لب های بهرام باز شود، ولی به زودی طبق قانون پاولف این خنده حقیقی خواهد شد و به درون سرایت خواهد کرد.

در این آزمایش وقایع و حوادث ناگوار زندگی «محرک» و خنده بهرام «پاسخ» قانون پاولف است. یعنی مشکلات زندگی به جای زنگ و خندیدن به جای بزاق دهان سگ در آزمایش پاولف ست.

نتیجه:

بدون پند و اندرز، بلکه به کمک اعصاب می توان عادت به خوشحالی نمود.

مبحث سوم- استفاده از قانون پاولف در تربیت و علاقه مند کردن کودکان به تحصیل

خواننده عزیز

اجازه بفرمایید حرف خیلی عجیب و خارق العاده ای بزنم، این حرف خیلی عجیب است، خیلی بزرگ است، تاکنون من این حرف را از هیچ کس نشنیده ام، در هیچ کتابی هم نخوانده ام.

اگر شما پدر و مادر هستید و بچه دارید خوب دقت کنید و اگر پدریا مادر نیستید ولی به هر  نحوی با بچه و کودک سر و کار دارید، باز هم لازم است که چشم و گوشتان  را  باز کنید، توجه بفرمایید چه می خواهم بگویم؟

می خواهم بگویم: به کمک قانون پاولف، بدون تنبیه طفل، بدون یک کلام حرف زدن و نصیحت کردن کودک می توان دیوانه وار، شیفته و علاقمند به درس نمود.

اجازه بدهید یک مرتبه ی دیگر این جملات را تکرار کنم، شما می توانید بدون نصیحت کردن طفل، بدون نصیحت کردن با طفل، بدون تنبیه نمودن، اطفال خود را دیوانه وار شیفته و علاقمند به کتاب و درس خواندن نمایید.

من حالا این روش اعجاز انگیز تربیت کودک را خواهم گفت:

چطور کودکان را بدون تنبیه و نصیحت به درس خواندن علاقمند کنیم؟

این روش بسیار آسان است، این روش را یکی از اساتید فن هیپنوتیزم روی کودکان خود انجام داده که بدین روش بوده است

دختر من بیش از چهار سال نداشت، اولین مرتبه که از خارج به خانه آمدم، یک دفترچه نقاشی کودکستان، یک جعبه مدادرنگی و همراه آن ها یک پاکت شکلات به خانه آوردم و همه را به دخترم دادم.

دخترم از دفترچه و مداد خاطره شیرینی در ذهنش باقی ماند، زیرا این دفترچه و مدادرنگی چسبیده و همراه با یک پاگت شکلات بود، دخترم روی زمین دراز کشید، با مداد رنگی دفترچه را خط می کشید و یکی از شکلات ها را به دهان می گذاشت.

دخترم اوراق دفترچه نقاشی را پاره می کرد و از عمل پاره کردن لذت می برد و مدادها را می شکست، ولی من هیچ وقت به او حرفی نمی زدم.

چند روز دیگر، دوباره یک دفترچه نقاشی با یک جعبه مداد رنگی همراه با یک پاکت کوچک شکلات آوردم، ولی به دخترم فقط گفتم، اگر همه این دفترچه را رنگ کنی و پاره نکنی و مدادها را نشکنی باز هم شکلات خواهی داشت.

دخترم شکلات ها را که خیلی کم بود خورد و تمام کرد، ولی من به مادرش گفته بودم، هر وقت دخترم در حال رنگ کردن است، یک شکلات روی دفترچه نقاشی او بگذارد و مادرش همین کار را می کرد.

به علاوه مادرش نزدیک آمدن من می گفت دخترم شروع به رنگ کردن کن الان پدرت می آید و اگر ببیند که تو مشغول نقاشی هستی روی دفتر چه ات شکلات خوشمزه ای خواهد گذاشت، من هم همین کار را می کردم.

دخترم تا روزی که به مدرسه رفت، این برنامه گاهگاهی اجرا می شد و او علاقه عجیب و خارق العاده ای به دفترچه و مداد پیدا کرده بود، زیرا در آن‌ها شیرینی یافته بود.

در این تجربه دفترچه به جای «زنگ» و شیرینی به جای «غذای سگ» و ایجاد علاقه به جای «بزاق دهان سگ» بود، یعنی دخترم هر وقت دفترچه و مدادرا می دید، عشق و علاقه اش تحریک می شد و از دیدن دفترچه و مداد لذت می برد، خوشحال می شد و می خندید.

وقتی به خیابان می رفتیم، به پشت جلد کتاب ها نگاه می کرد و خوشش می آمد و می گفت یکی از این کتاب ها را برای من بخرید.

ادامه دارد. .. (بخش بازتاب شرطی)

مطالب مرتبط

دیدگاه های این نوشته

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .