اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » دگر هیپنوتیزم » اعتقاد یا عدم اعتقاد به هیپنوتیزم

اعتقاد یا عدم اعتقاد به هیپنوتیزم

اعتقاد یا عدم اعتقاد به هیپنوتیزم

اعتقاد یا  عدم اعتقاد به هیپنوتیزم: دکتر برامول در کتاب «هیپنوتیزم تاریخچه- عمل و تئوری آن» می‌نویسد:« من به کرات آزمایش کرده‌ام که کسانی که اعتقاد زیادی به هیپنوتیزم داشته‌اند، ولی هیپنوتیزم نشده‌اند، ولی بسیاری از کسانی که عقیده به هیپنوتیزم نداشتند و در حال مسخره کردن هیپنوتیزم بودند به سهولت و عمیق هیپنوتیزم شده‌اند.»

هیپنوتیزم شدن یکی از مخالفین هیپنوتیزم

 یکی از استادان هیپنوتیزم در خاطره اش مینویسد:من نیز یک روز  در دانشکده در اتاق استادان بودم یکی از استادان که لیسانسیه بود می‌گفت هیپنوتیزم صحت ندارد . هیپنوتیزم چیز مسخره و دروغی بیش نیست. این قبیل  جملات را با تمسخر و پوزخند ادا می‌کرد. من به او گفتم ایا قبلاً و باطناً حاضر هستی که من آزمایشی روی شما انجام دهم؟ آن استاد گفت: بله. من او را آزمایش کردم. به او گفتم شما واقعاً اراده کنید که دستهایتان شل و آویزان باشد. آیا آنقدر اراده دارید  وقادر  هستید که خودتان اینکار را بکنید؟ آن استاد  دست‌های خود را شل و  وانهاده رها کرد. با چند آزمایش اولیه متوجه شدم که این آقای استاد استعداد خوبی برای هیپنوتیزم شدن دارد. ساعت زنگ تفریح و راحت باش بود، همه استادان که شاید بین ۱۵ تا ۲۰ نفر بودند در اتاق استادان جمع و تماشا می‌کردند و شاید اکثر آنها هم که عملیات مرا ندیده  و فقط شنیده بودند و شاید هم مخالف مشغول تماشا بودند.در دل خیلی خوشحال شدم و با خود گفتم عجب تصادف جالی.

به آن آقای استاد گفتم: حالا به چشم‌های من نگاه کن . من تا ۱۳ شماره می‌شمارم هر وقت احساس کردید که چشم‌هایتان بسته می‌شود مقاومت نکنید، بیش از پنج دقیقه نکشید که آقای استاد به خواب عمیق فرو رفت و به او گفتم که مشغول خروپف با صدای بلند هستی. تماشاچیان همه استاد و دانشمند بودند از خنده روده بر شدند. عملیات زیادی  گفتم انجام داد و چیزی که خیلی عجیب بود، من چشم‌های ایشان را با دستمال بستم که تماشاچیان تصور نکنند که می بیند و  بعد مهره‌های شطرنجی را که روی میز (سایت هیپنوتیسم دات آی آر) چیده و حاضر بود حرکت دادم و به «خوابرو» گفتم هر حرکتی را که من انجام می‌دهم شما هم عیناً  همان عمل را انجام بدهید. من سه حرکت با سرباز  و اسب و فیل انجام دادم و ایشان هم همان سه حرکت را عیناً بعد از من انجام داد  با این آزمایش معلوم شد که قدرت «تله پاتی» و «روشن‌بینی» خوبی هم دارد.

در پایان کاغذ و مدادی به دست سوژه دادم و گفتم بنویس که من در خواب هیپنوتیزم شطرنج بازی کردم، و این سه حرکت را انجام دادم. به او گفتم که نوشته خود را امضاء کند، ساعت و تاریخ بازی را هم زیر نامه بنویسد.

وقتی از خواب بیدار شد هیچ چیز به یاد نداشت منکر همه کارهایی بود که انجام داده بود، وقتی نوشته‌اش را به دستش دادم از تعجب  چشم‌هایش گرد شده بود.

تماشاچیان مانند جادوشدگان، با سکوت و خیرگی عجیب خود مرا تحسین می‌کردند و برخی از تعجب کاملاً سکوت کرده بودند.

حالا بعد از بیان این مقدمات به بحث در پیرامون هیپنوتیزم نمایشی می‌پردازیم.

ادامه دارد…(بخش دگر هیپنوتیزم)

مطالب مرتبط

دیدگاه های این نوشته

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .