اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » بازتاب شرطی » بازتاب شرطی بالاتر از عقل و اراده

بازتاب شرطی بالاتر از عقل و اراده

بازتاب شرطی بالاتر از عقل و اراده

بازتاب شرطی بالاتر از عقل و اراده

وقتی قانون بازتاب شرطی از یک در وارد می­شود، عقل و ارده از در دیگر خارج می­شود، به همین دلیل برای تربیت اشخاص برای انجام بسیاری از کارها به جای اراده می­توان از قانون بازتاب شرطی استفاده کرد. عقل و منطق دیر وارد تاریخ شده است، آموزش­ها، یادگیری­ها ابتداء به شکل انعکاسی بوده است.

برای اثبات قضیه بالا یک آزمایش ساده به وسیله «ولادیمیر بکتریف» فیزیولوژیست روسی انجام شده که در ذیل بیان می­شود. به طوری که در شکل زیر ملاحظه می­کنید:

«ولادیمیر» به آزمایش­شونده گفت که دست خود را روی دستگاه بگذارد چندین مرتبه ضربه الکتریکی توأم با صدای زنگ به انگشت آزمایش ­شونده وارد می­شد، آزمایش ­شونده دست خود را به ناگاه و بی­ اراده می­کشید، و هر مرتبه ضربه الکتریکی وارده همراه با صدای زنگ بود، پس از چندین مرتبه «ولادیمیر بکتریف» فقط زنگ را به صدا در آورد بدون این که جریان برق را وصل کند، نتیجه این شد که آزمایش ­شونده فقط به محض شنیدن صدای زنگ بدون اراده و اختیار دست خود را می­کشید.

شرطی شدن

در این آزمایش ملاحظه می­فرمایید که وقتی قانون بازتاب شرطی وارد صحنه عمل می­شود، عقل و منطق و اراده میدان را خالی می­کند. ممکن است، برخی اشخاص با اراده پیدا شوند که از همان ابتداء حاضر باشند تا سر حد مرگ در مقابل ضربه الکتریک مقاومت کنند و دست خود را عقب نکشند. در این صورت باید گفت که آزمایش به طور کامل انجام نشده، به چنین آزمایش­ شونده­ای باید گفت که در هر ضربه دست خود را به عقب بکشد و مقاومت نکند، ولی پس از چندین مرتبه تکرار، آزمایش­ شونده قادر نخواهد بود که دست خود را عقب نکشد.

بنابراین یکی از شرایط استفاده از قانون بازتاب شرطی در مراحل اولیه، تمرین و تکرارهای ارادی است، که بعداً به شکل غیرارادی در می­آید.

داستان پلنگ و آدمیزاد

دانشمندان و نویسندگان قدیم ایران هم از قانون بازتاب شرطی بی­اطلاع نبوده ­اند، زیرا در برخی از اشعار شعرا و نویسندگان و داستان­هایی که دلالت بر اطلاع آنان از این قانون می­نماید وجود دارد، از جمله داستان پلنگ و آدمیزاد است که شاید شما هم قصه آن را در کتاب­های درسی یا مجلات خوانده باشید.

«روزی در جنگلی پلنگی گربه­ ای را دید، چون پلنگ و گربه از یک خانواده شبیه هم هستند. پلنگ از کوچکی گربه متعجب شد و پرسید: ای برادر تو چرا این قدر کوچک هستی؟ گربه گفت: من مدتی در چنگ آدمیزاد اسیر بودم.

پلنگ گفت این آدمیزاد کیست؟ او را به من نشان بده تا یک لقمه چپش کنم.

هر دو به راه افتادند، تا به جنگلبان جنگل رسیدند، گربه اشاره به پلنگ کرده گفت این است آن آدمیزاده­ای که می­خواهی با او ملاقات کنی.

وقتی جنگلبان خطر را حس کرد، به پلنگ گفت من زورم را در خانه جا گذاشته­ ام، باید به خانه بروم و زورم را بیاورم، ولی اگر من برای آوردن زورم بروم تو فرار خواهی کرد، اجازه بده من تو را به درخت ببندم که فرار نکنی، پلنگ راضی شد که آدمیزاد او را محکم به درخت ببندد، آدمیزاد هم همین کار را کرد، و به پسرش(سایت هیپنوتیسم دات آی آر) فریاد می­زند که آب آفتابه را داغ کند و بیاورد و آدمیزاد هم به خانه رفت و چماق خود را آورد، هر روز یکی دو مرتبه آب داغ آفتابه را بر روی پلنگ می­ریخت و با چماق این حیوان درنده را می­زد، و هر مرتبه داد می­زد «آفتابه را بیار».

تا شبی از شب­ها طناب­ها پوسید و یا شل شده بودند، پلنگ با موهای ریخته و گر فرار می­کند و در جنگل به یک عده پلنگ دیگر بر می­خورد، از او سئوال می­کنند که تو چرا این طور شده­ ای؟ پلنگ  جواب داد: مدتی اسیر آدمیزاد بودم، آن عده پلنگ گفتند: این آدمیزاد کیست، کجا است؟ او را به ما نشان بده تا لقمه چپش کنیم.

گروه پلنگان همراه پلنگ گربه راه افتادند، تا به جنگل­بان رسیدند جنگلبان که وضع خود را در خطر دید بالای درخت رفت.

پلنگ گر زیر درخت خوابید و چند پلنگ دیگر بر روی او سوار شدند که جنگلبان را از بالای درخت پایین بکشند در این هنگام جنگلبان به یاد جمله «آفتابه را بیار» افتاد و فریاد زد «آفتابه را بیار» پلنگ گر که می­دانست موضوع از  چه قرار است فوراً فرار را بر قرار ترجیح میدهد و پلنگان دیگر هراسان هر یک به طرفی فرار می­کنند.»

در این داستان نویسنده یا شاعر ایرانی از قانون بازتاب شرطی کاملاً اطلاع داشته است. «آفتابه » محرک و فرار پلنگ «پاسخ» قانون بازتاب شرطی می­باشد.

کلمه «پیشی پیشی» که گربه داران برای صدا زدن گربه به کار می­برند، درست شبیه کلمه «آفتابه را بیار» است، که گربه با این کلمه شرطی شده است، حال اگر به جای کلمه «پیشی پیشی» هر کلمه دیگری را به کار ببریم، همان اثر را ایجاد خواهد کرد.

طبق گفته­ های دانشمندان علوم اجتماعی عقل و تفکر دیر وارد تاریخ شده است اعمال انعکاسی که همان بازتاب شرطی باشد، در انسان­های اولیه ایجاد تجربه می­کرده است. شاید هزاران و میلیون­ها سال گذشت که بشر توانست عقل و تفکر را جانشین بازتاب شرطی و تجربه­ های ناشی از اعمال انعکاسی کند.

بازتاب­های شرطی یا همان اعمال انعکاسی دو دسته هستند، یک دسته اعمال انعکاسی غریزی و طبیعی، خود به خودی و ذاتی نظیر مکیدن پستان مادر به وسیله کودک، زیرا به محض این که پستان یا پستانک با لب­های کودک تماس می‌گیرد، کودک بی­ اختیار و بی­ اراده شروع به مکیدن می­کند، که در این عمل پستان یا پستانک «محرک» و حرکت لب­ها «پاسخ» قانون بازتاب شرطی است.

پروفسور رل – رخلین نیز می­گوید که انسان و حیوان هنگام تولد خود به خود دارای عکس العمل­های طبیعی هستند، که از همان(سایت هیپنوتیسم دات آی آر) بدو تولد تظاهر می­کنند و در تمام شرایط به طور مجرد و هم شکل به وقوع می­پیوندند، نظیر عمل مکیدن، چشم به هم زدن، ترشحات غدد داخلی روده، معده و دهان هنگام گرسنگی و ورود غذا به معده، عقب کشیدن عضوی هنگام خطر و نظایر آن­ها.

دسته­ ی دوم عکس­ العمل­ها یا بازتاب­هایی هستند، که ارگانیزم در طول زندگی از از خود نشان می­دهد و به مرور عادت شده و پایه­های یادگیری را تشکیل می­دهد و عموم مردم برخی از این بازتاب­ها را به اسم تجربیات زندگی می­نامند.

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می­ترسد

ضرب­ المثل بالا بهترین مؤید صحت قانون بازتاب شرطی پاولف است و معنی آن این است که اگر کسی را مار گزیده باشد و جان سالم به در برده باشد، هر وقت در تاریکی یا حتی روشنایی هم ریسمان سیاه و سفید مخلوطی ببیند ناخودآگاه می­ترسد. زیرا در این رویداد، ریسمان «محرک» و ترس «پاسخ» قانون بازتاب شرطی است. در واقع ریسمان به جای زنگ و ترس به جای بزاق دهان سگ است که بی­ اراده حاصل می­شود.

ادامه دارد. . . (بخش بازتاب شرطی)

مطالب مرتبط

دیدگاه های این نوشته

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .