اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » فوائد هیپنوتیزم » به وسیله هیپنوتیزم میتوان ایجاد عشق کرد,یا عشق را از بین برد

به وسیله هیپنوتیزم میتوان ایجاد عشق کرد,یا عشق را از بین برد

به وسیله هیپنوتیزم میتوان ایجاد عشق کرد,یا عشق را از بین برد

داستان خانم سردمزاجی که مردان کچل رادوست داشت.

دل می‌رود ز دستم صاحب‌ دلان خدا را            دردا که راز پنهان خواهد شد آشکــارا

خانم «بارو»‌زنی کم‌حوصله پریشان و شلخته بود، ناخودآگاه از مردان طاس خوشش می‌امد و علت آن را نمی‌دانست، علت اندوه و نگرانی او این بود که چرا شوهرش قدبلند سبزه و متناسب است. بیماری خانم «بارو» وقتی به مرحله بحرانی و شدت رسید که به شوهرش پیشنهاد کرد که بایستی سرش را کچل کند. ولی شوهرش به علت ترس از تمسخر و استهزاء کارمندان اداره تقاضای زنش را رد کرد، و در نتیجه از ان لحظه به بعد بیماری روانی و سردمزاجی خانم «بارو» شدت پیدا کرد. حملات دردناک عدم توانایی فکر کردن، حالاتی شبیه تنگ نفس، و ناراحتی‌های دیگر روانی خانم «بارو» را بدبخت و بیچاره کرده بود. پزشکان معالجش درمانده شده بودند و یک روانپزشک گفته بود که مدتی دور از شوهر ش زندگی کند.

شنیدن واقعه بیماری خانم «بارو» در حال هیپنوز نشان داد که علت اصلی موضوع بسیار ساده و پیش‌پا افتاده‌ای بوده است.

علت این بود که این خانم بیش از اندازه پدر کله طاسش را دوست می‌داشت. در محیط کارش به طرف مردان بی‌مو جذب و کشیده می‌شد. آرزویش این بود که با مرد طاسی ازدواج نماید و وقتی با مرد موداری ازدواج کرد، دچار ناراحتی شد، بی جهت و نااگاه در انجام کارهایش دچار اشتباه می‌شد. خانم «بارو»  فکر می‌کرد ازدواج کاخ سعادت و آرزوست به شرط آنکه شوهر انسان مرد طاس و بی‌مویی باشد، ولی متأسفانه این خانم با مردی سبزه قد بلند و متناسب و پر مو ازدواج کرده بود، بنابراین خود را زن بدبختی حس می‌کرد.

زیبایی در نظر این خانم همان چیزی بود که وی دوست داشت، به هر حال هیپنوتیزم این بیمار را از بدبختی و تیره‌روزی نجات داد. در حال هیپنوز به وی تلقین شد که کچلی نشانه زیبایی نیست و علت علاقه‌مندی وی به مردان بی‌مو به علت علاقه‌ای است که به پدر متوفایش داشته و به وی تلقین شد که شوهرش زیبا و دوست داشتنی است.

پس از چند جلسه هیپنوتیزم این خانم زندگی سعادتمندانه‌ای را شروع کرد و به شوهرش علاقه‌مند شد و دارای چندین فرزند گردید.

چرا آقای «موزار» در مقابل زن بسیار زیبایش دچار ناتوانی جنسی بود؟

 آقای «موزار» به دکتر شکایت می‌کرد که زنش بسیار زیباست و سال‌ها است که از روزهای اول ازدواج تا به حال دچار سردرد و بیخوابی است. بزرگ‌ترین وحشتش این بود که به هیچ‌وجه نمی‌توانست با زن زیبایش عشق یازی کند.

سوالات در حال بیداری و قبل از هیپنوز نشان داد که دچار وسواس فکری عجیبی است. آقای «موزار» در حال هیپنوز گفت که فقط از زن‌های فلج خوشش می‌آید، عاشق زن‌های فلج است و زنهای فلج را دوست دارد و از زن‌ها زیبا چندان خوشش نمی‌آید.

سوالات بیشتر از آقای  «موزار» در حال هیپنوز جواب دو پاسخ بالا را روشن می کند.

آقای موزار، اظهار می‌کرد که به علت شغل و موقعیت اجتماعیش مجبور شده است که با زن زیبایی ازدواج کند و گرنه باطناً از زنان فلج خوشش می‌آید.

برخرود و مقابله این دو فکر با هم مو جب انقباض و فشار ماهیچه‌ای ناخودآگاه شده بود در نتیجه دچار سردرد و بیخوابی بود.

آقای «موزار» در خواب هیپنوز به زمان گذشته و به دوران طفولیت برده شد و در هیپنوز این طور صحبت کرد: «من مادر بسیار زیبایی داشتم، یک روز با دختر کوچک فلجی که همبازی کودکی من بود بازی‌های جنسی کودکانی می‌کردیم، مادرم سر رسید، وقتی مرا با آن دختر دید سخت تنبیه کرد.»

شعور باطن اقای «موزار» به او می‌گفت که : زن زیبا معادل تنبیه است، زیرا مادرش که زن زیبایی بود او را در زمان طفولیت تنبیه کرده بود، ولی دختر افلیج معادل عشق‌بازی و لذت است زیرا در کودکی با دختربچه افلیجی عشق‌بازی می‌کرده است.

معالجه: چندین جلسه هیپنوتیزم و تلقین آقای «موزار» را از این فکر وسواسی مزاحم نجات داد و ناتوانی جنسی‌اش از بین رفت و از آن به بعد توانست زن بسیار زیبایش را راضی کند.

دختر خانم زیبایی که از پسران خیلی زود دلزده می‌شد و هیچ‌گاه نمی‌توانست به طور عمیق هیچ مردی را دوست داشته باشد.

 دوشیزه «سادو» دختری زیبا اندام و زیبا چهره بود، ولی در زندگی اجتماعی موفقیتی نداشت و از ناراحتی و غم درونی مبهم و مجهولی رنج می‌برد.

دوشیزه «سادو» به علت زیبایی چهره و تناسب اندامش در محافل و مجالس در همان برخوردهای اولیه نظر مردان را به سوی خود جلب می‌کرد، ولی در همان آغاز آشنایی احساس می‌کرد که دوستی یا عشق عمیقی نمی‌تواند نسبت به هیچ مردی داشته باشد و ناخودآگاه با سخنان نیشدار در همان جلسات اول یا دوم مردان را از خود فراری می‌داد و هر چه تلاش و کوشش می‌کرد و هر چه اراده می‌کرد، نمی‌توانست جلو اظهارات و سخنان نیشدار و ناراحت کننده خود را بگیرد. در نتیجه دوشیزه «سادو» کم‌کم گوشه‌گیر و غیراجتماعی شد. در مجالس شرکت نمی‌کرد،احساس حقارت و کوچکی می‌نمود تا بالاخره کارش به جایی رسید که قادر نبود به طور دسته‌جمعی با مردم معشرت کند.

به درد خویش بساز و خموش کن حافط            رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول

علت: علت بیماری دوشیزه «سادو» بعد از هیپنوتیزم روشن شد. علت بیماریش بسیار ساده و جزیی بود. دوشیزه «سادو» از زمان طفولیت از پدرش نفرت داشت زیرا پدرش در کودکی او را به زور روی زانویش می‌نشاند و با زور به دخترش دستور می‌داد که او  را ببوسد و به طور مصنوعی احساس خوشحالی و شعف کند.

حالا شعور باطنش به او می‌گفت که همه مردها نفرت‌انگیز هستند زیرا پدرش از زمان طفولیت این فکر را در مغز او رسوخ داده بود و در حال حاضر وقتی با هر مردی آشنا می‌شد در همان جلسه اول از او نفرت داشت و ناخودآگاه پسران و مردان را از خود می‌رنجاند.

معالجه: چندین جلسه هیپنوتیزم به دوشیزه «سادو» کمک کرد که افکار خود را در ناخودآگاهی تغییر دهد. و چندی بعد گزارش داد که می‌تواند در جلسات رقص و پارتی شرکت کند و زندگی  اجتماعیش کاملاً عادی و نرمال است، و دارای دوست خوبی می‌باشد که همدیگر را به شدت دوست دارند و  احتمال دارد به زودی ازدواج کنند.

پزشکان: پزشکان و  روانپزشکان در معاینات بیماری‌های «روان‌تنی» و «روان عصبی» نظیر سردرد، تنگ نفس، بیخوابی و سایر اختلالات عصبی می‌بایستی مراقب اختلالات و عقده‌های جنسی نیز باشند و ضمن شنیدن گزارش بیماری و خاطرات کودکی عوامل جنسی را نیز زیر نظر داشته باشند. و وقتی علت بیماری را عوامل عاطفی و جنسی و سایر عوامل روانی دانستند باید بدانند(سایت هیپنوتیسم دات آی آر) که موثرترین روش معالجه این قبیل بیماری‌ها هیچ دارویی نیست، بلکه فقط و فقط هیپنوتیزم است. روانکاوی هم به علت این که تمرکز فوق‌العاده ایجاد نمی‌کند، نتیجه‌اش رضایت‌بخش نیست، و اگر نتیجه کمی هم داشته باشد این نتیجه در طول دو یا سه سال ممکن است به دست بیاید. در حالی که  از طریق هینوز شش تا ۱۳ جلسه به مدت ۵ تا ۱۱ روزه کافی است که بیمار صددرصد معالجه شود.

بیماران: بیمارانی که تصور می‌کنند که بیماری آنان هیچ ارتباطی باعوامل عاطفی و جنسی  ندارد، باید  متوجه باشند که ممکن است عوامل عشقی و  جنسی جزیی و کوچکی در گذشته دور با سایر علل و عوامل روانی و عاطفی ترکیب و مخلوط شده و وضع ناراحتی فعلی را به وجود آورده باشد. بنابراین شما هم موظف هستید که هیچ نکته عشقی و عاطفی را ولو بی‌ربط و غیرمهم باشد فرو گذار نکنید و همه چیز را صادقانه به دکتر روانپزشک یا پزشک خود بگویید.

راهی است راه عشق که هیچ کناره نیست            آنجـا جــز آن‌کــه جــان بسپارند چاره نیست

عشاق: پسران و دخترانی که می‌خواهند مورد توجه جنس مخالف خود قرار گیرند بایستی به یک موضوع مهم توجه داشته باشند و آن موضوع عبارت از این است که دقت کنند طرف مقابل آنها از چه چیز خوشش می‌آید و از چه چیز بدش می‌آید. عشق و دوستی یک پسر و دختر یا حتی دو دوست که یکی رقص «راک اندرول» را دوست دارد و دیگری عاشق اوپرا و بالت است، چندان دوام و عمقی نمی‌تواند داشته باشد.

از رفتار و کلمات دوست خود به آسانی می‌توانید پی به تمایلات او ببرید. خرید دو بلیط سینما برای دو نفر که یکی عاشق فیلم‌های «مشت‌زنی» است و دیگری «مشت‌زنی» را عمل وحشیانه می‌داند کار صحیح نیست، زیرا به همان نسبت که اولی از تماشای فیلم لذت می‌برد، دومی خسته، عصبانیو ناراحت می گردد.

اشک خونیـن بنمـودم بــه طبیبان گفتند            درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد  

 

به وسیله هیپنوتیزم، تحت شرایطی می‌توان ایجاد عشق کردو یا عشق را از بین برد؛ ولی نه همیشه!

ادامه دارد…(بخش فوائد هیپنوتیزم)

مطالب مرتبط

دیدگاه های این نوشته

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .