اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » بازتاب شرطی » رمز موفقیت چنگیز و تیمور و نادر,بازتاب شرطی

رمز موفقیت چنگیز و تیمور و نادر,بازتاب شرطی

رمز موفقیت چنگیز و تیمور و نادر,بازتاب شرطی

رمز موفقیت چنگیز و تیمور و نادر

فرماندهان بزرگ نظامی جهان یک نفر بیش نبودند، اگر چنگیز، تیمور، یا نادر در زمان حال زنده بودند، امکان داشت قهرمانان کشتی ما در عرض چند دقیقه آن­ها را ضربه فنی کنند.

پس راز موفقیت آنان چه بوده است؟

موفقیت مردان نظامی بزرگ مربوط به چند عامل بوده است، که اگر قرار شد روزی کتابی در این خصوص بنویسم، آن عوامل را به طور جالب و شیرینی بیان خواهم کرد، ولی آن چه مسلم است یکی از عوامل موفقیت آن­ها آگاهی از حرکات انعکاسی بوده است که ضمن تجربه به آن پی برده بودند.

خود این مردان جنگجو از زمان نوجوانی آن­قدر اعمال جنگی را تکرار کرده بودند که به بیماری جنگیدن دچار شده بودند.

اسکندر کبیر وقتی جایی را برای فتح کردن نداشت، می­گریست، نادرشاه افشار روزی با یکی از علمای مذهبی صحبت می­کرد، پرسید آیا در بهشت جنگ وجود دارد؟ آن عالم مذهبی گفت خیر در بهشت جنگ وجود ندارد، نادرشاه گفت پس بهشت به چه درد می­خورد؟ چه لذتی می­تواند داشته باشد؟

سرداران بزرگ نظامی به علت تکرار اعمال جنگی معتاد شده بودند، مانند معتادین به هروئین، مشروب و تریاک. رنج و غم آن­ها زمانی بود که جنگی در پیش نداشتند، استراحت و صلح بزرگترین رنج برای سرداران نظامی بزرگ بود.

چنگیز یک لحظه سربازان خود را آرام نمی­گذاشت، زیرا خودش آرامش نداشت، و حتی بیچاره اراده آرامش هم نداشت، یعنی اگر چنگیز می­خواست اراده کند، که آرام باشد و در صلح و آرامش به سر ببرد نمی­توانست، زیرا مغز و سلول­های بدنش این اجازه را به او نمی­داد.

سربازان چنگیز سالیان دراز از صبح تا نیمه­های شب اعمال انعکاسی جنگی را تکرار می­کردند، و هنگام حمله در حال هیپنوتیزم عمیق حمله می­کردند، و کوچکترین توجهی به کشته شدن خود نداشتند.

سربازان تیمور نیز همینطور بودند، تیمور معجونی از هوش و نبوغ و فلسفه و سیاست و شعر و مذهب بود تمام آیات قرآن مجید را از انتها به ابتدا حفظ بود و در مقام آزمایش، یکی از آیه ­ها را برای حافظ شاعر بزرگ شیراز خواند، ولی حافظ نتوانست آیات قرآن مجید را از انتهاء از حفظ بخواند، تیمور از خواندن یک بار صد سطر شعر آن را حفظ می­شد، و در تمام لشکرکشی­ها مسجد چوبی متحرک منفصلی همراه داشت که در موقع لزوم دیواره­ها و مناره­های مسجد را سر هم می­کرد و مشغول خواندن نماز می­شد ( برای اطلاعات بیشتر به کتاب «منم تیمور جهانگشای» مراجعه نمائید). در ضمن تیمور و چنگیز برای تقویت بازتاب شرطی پاداش خوبی برای نظامیان تعیین می­کردند، می­گفتند هر کس هر چه غنیمت جنگی به دست آورد متعلق به خودش است.

نادرشاه هنگام حمله از عبارت الله اکبر استفاده می­کرد، بدین ترتیب که همه سربازان عبارت الله اکبر را با صدای محکم، بلند تکرار می­کردند و در این حال تهیج می­شدند و بی­مهابا به قلب سپاهیان دشمن فرو می­رفتند.

عبارت «الله اکبر» درست به جای زنگ آزمایشگاه پاولف انتخاب شده بود.

نهره رنجری در زمان حال برخی از نظامیان مستعدتر دوره­های سخت­تری را برای جنگیدن در ارتش­ها می­بینند، که این دوره­ ها را به نام «رنجر» می­خوانند و این عده از نظامیان هنگام تمرین، در مقابل حریف و حمله نعره خاصی می­کشند و این نعره درست به جای همان زنگ آزمایشگاه پاولف است.

برای اینکه از جوانان ترسو افرادی جانباز و سرباز ساخته شوند چه باید کرد؟

با استفاده از قانون بازتاب شرطی می­توان از جوانی ترسو، فردی شجاع و سرباز و جانباز تربیت کرد، و راه آن بسیار آسان است.

مثلاً- به عنوان آزمایش بیست نفر جوان ۱۸ ساله را با حقوق مکفی استخدام می­کنیم و به این عده می­گوییم که شما را می­خواهیم در مدت سه سال برای مشت­زنی تربیت کنیم، و به مدت سه سال هر روز صبح و عصر این عده را تحت نظر استاد ورزش برای مشت­زنی تربیت می­کنیم، و مرتب بین این عده و عده ­های ضعیف­تر مسابقه برقرار می­کنیم، و به محض پیروزی با دادن جایزه آن­ها را مورد تشویق قرار می­دهیم.

در مرحله دوم ممکن است بعد از سه سال به این عده بگوییم با یک عده باید بجنگیم و شما باید با مشت همه آن­ها را بکوبید، این عده با اشتیاق قبول خواهند کرد و وقتی در مرتبه اول با عده­ای زد و خورد واقعی کردند و آن­ها را مفصل کتک زدند روحیه جنگی آن­ها خیلی بالا خواهد رفت و اگر در چند زد و خورد شرکت کنند پس از چهار یا پنج سال این عده جوان ترسو تبدیل به بیماران مش­زنی خواهند شد، یعنی اگر یک هفته مشت نخورند یا نزنند عصبانی، نگران و بیمار خواهند شد، این عده مانند معتادان به مواد مخدر معتاد به مشت­زنی شده­ اند، در این جا دیگر عقل و منطق کار نمی­کنند، کافی است به این عده دشمن را نشان دهید، بی­اختیار و بی­اراده با یک شوق و هیجان خاصی به دشمن حمله خواهند کرد.

ینی چری­های عثمانی- در یک دوره­ای از اریخ عثمانی­ها سپاهیان خود را همینطور تربیت می­کردند، سلطان سلیم عثمانی سپاهی داشت به نام «ینی چری» یعنی سپاه جدید «اشتن متز» آلمانی درباره این سپاه می­نویسد: «… سلاطین عثمانی، سپاه «ینی چری» را طوری تربیت می­کردند که جز جنگ، هیچ چیز نمی­توانست آن­ها را مشغول کند، اگر در حال صلح به سر می­بردند، مبادرت به شورش می­کردند و امنیت را در داخل کشور از بین می­بردند و زمانی سبب تغییر سلاطین عثمانی می­شدند، امروزه، در بین ارتش­های جهان نمونه­ای وجود ندارد که نماینده سپاه «ینی چری» باشد و در گذشته هم وجود نداشت و فقط ارتش «اسپارت» در ازمنه قبل از میلاد و زمانی که «اسپارت» یک ملت نیرومند بود قرینه­ای برای سپاه «ینی چری» در عثمانی محسوب می­شد.

ملل گذشته می­گفتند سه چیز علاج ندارد، اول سیل، دوم زلزله، سوم ینی چری و در بعضی موارد اسم و مشاهده سربازان مزبور که اونیفورم مخصوص داشتند کفایت می­کرد که خصم، میدان را خالی کند.

افراد این سپاه را از پانزده سالگی برای تعلیم جنگ دعوت می­کردند و هفت سال تحت تعلیم و تربیت بودند و بعد از آن چون بنیه آن­ها قوی می­گردید و رشد می­نمود آن­ها را تحویل سپاه (ینی چری) می­دادند و هشت(سایت هیپنوتیسم دات آی آر) سال دیگر این جوانان در آن سپاه فنون جنگی را فرا می­گرفتند و بعد از ۱۵ سال آن­ها را لایق می­دانستند که به میدان جنگ بفرستند، بنابراین تعلیم و تربیت یک سرباز از آ« سپاه زبده و برجسته پانزده سال طول می­کشید.

از پادشاهان عثمانی آنان که علاقه به جنگ داشتند و دئماً می­جنگیدند مورد علاقه ینی چری بودند ولی آن­هایی که صلح ­جو بودند و نمی­جنگیدند مورد بی­مهری و کینه ینی چری بودند.

درحال حاضر در جهان در ارتش­هایی که افسران، درجه­داران و سربازان با روش­های قدیمی یعنی با روش استفاده از عقل و اراده و تمایل تربیت می­شوند ارزش جنگی آن­ها کم است، مگر کسانی که دوره رنجری را می­بینند که آن­ها تا حدود بسیار کمی برای جنگیدن شرطی می­شوند مگر آن عده که تمرین بیشتری می­کنند و یا استاد هستند.

علت اصلی آن هم این است که فرماندهان نظامی در حال حاضر از قانون بازتاب شرطی بی­اطلاع هستند.

به علاوه از قانون تلقین نیز برخی از آن­ها فقط اطلاعات تجربی دارند، ولی از فن تشویق تا حدودی استفاده نمی­شود.

بزرگ­ترین نقصی که در مراکز آموزشی ما در ارتش وجود دارد، فقدان دکتر متخصص در تعلیم و تربیت است، به نظر من هر مرکز آموزشی حداقل یک یا دو نفر دکتر روانشناس متخصص در تعلیم و تربیت باید به عنوان مشاور همراه داشته باشند، به  علاوه چند نفر پسیکانالیست (یا روانکاو) و مددکار اجتماعی نیز لازم است.

به نظر من، روانکاوان یا مددکاران اجتماعی در مراکز آموزشی، درست نقش روغن موتور را دارند و تا آن جا که ما می­دانیم، نود درصد از صحت و سلامت تمام دستگاه و پیچ و مهره ­های لغزنده و گردنده ماشین­آلات بستگی به روغن­های مربوطه دارد.

به هر حال برای بالا بردن ارزش جنگی سربازان و درجه­داران و افسران باید فرماندهان جوان را با قانون بازتاب شرطی آشنا کرد، و فن استفاده از قانون بازتاب شرطی را در زمینه­ای عمیق­تر و مفصل­تر تدریس نمود و آموزش­های نظامی بایستی بر پایه این کشف علمی و ارزنده جدید قرار گیرد.

نتیجه کلی:

با استفاده از قانون بازتاب شرطی پاولف به نیبت زیادی می­توان سربازان را به طور غیرارادی و خود به خودی آماده جنگ و جانبازی کرد.

البته من نمی­خواهم انسان را معادل حیوان قرار دهم، بلکه در این مبحث نظر و عقیده و روی سخنانم با جوانان جانبازی است، که از روی عقیده و ایمان و با آگاهی کامل می­خواهند و مایلند، در کشور خود، در مقابل دشمنان از حق و حقیقت دفاع کنند، ولی از جنگیدن برخلاف میل ظاهری خودشان می­ترسند، بنابراین، به این عده از جوانا و سربازان وطن­پرست و نوع­دوست اعلام می­شود، که به کمک قانون بازتاب شرطی می­توانند، ترس خود را از جنگیدن با دشمن از بین ببرند.

دیدگاه های این نوشته

دیدگاه شما

ابتدا وارد شوید تا بتوانید دیدگاهی ارسال کنید

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .