اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » شعور باطن » طبقات سه­ گانه شعور

طبقات سه­ گانه شعور

طبقات سه­ گانه شعور

طبقات سه­ گانه شعور

از سه واقعه و حادثه فوق می­توانیم نتیجه بگیریم که خاطرات سه  طبقه ­اند یک طبقه خاطرات کاملاً فراموش شده، که قادر به یادآوری آن خاطرات نیستیم طبقه دوم خاطراتی که می­توانیم به یاد بیاوریم، طبقه سوم زمان حال و آگاهی فعلی.

تشبیه درجات شعور به نور چراغ قوه دستی

اگر نور چراغ قوه دستی را در اطاق تاریک بر روی دیوار بیفکنیم سه درجه از روشنایی مشاهده می‌شود، یک قسمت کاملاً روشن، قسمت دوم که در اطراف قسمت اول قرار دارد نیمه روشن و یک قسمت کاملاً تاریک، این قسمت کاملاً تاریک را می‌توان معادل کاملاً تاریک ذهن یعنی خاطرات کاملاً(سایت هیپنوتیسم دات آی آر) فراموش شده دانست، قسمت دوم، یعنی قسمت نیمه روشن را می‌توان معادل خاطراتی دانست که با کمی تلاش و کوشش می‌توان به یاد آورد و قسمت مرکزی یا کاملاً روشن را می‌توان معادل زمان حال که بیداری و هوشیاری است دانست.

سخنانی را که الان می‌گویم، و کاری را که الان انجام می‌دهم شعور آگاه من است که به زبان انگلیسی «کان شس نس» می‌گویند، که ترجمه‌های مختلفی از آن شده است. بعضی‌ها «خودآگاهی»، بعضی‌ها «وجدان آگاه»، بعضی‌ها «خواستی» ، برخی «ضمیر روشن» و بعضی دیگر «شعور ظاهر» و نظایر آن ترجمه کرده‌اند.

کارهایی را که یک ساعت قبل یا صبح یا دیروز یا هفته‌ها و ماه‌های قبل انجام داده‌ام که به سهولت می‌توان به یاد آورد، شعور نیمه آگاه است که به انگلیسی «سب کان شس نس» می‌گویند و به نیمه آگاهی، شعور نیمه ظاهر و وجدان نیمه آگاه ترجمه شده است.

کارها و افکاری را که فراموش کرده ام و نمی‌توانم به یاد بیاورم به علاوه همه غرایز و تمایلات شعور ناخودآگاه من است که به انگلیسی «آن‌کان شس نس» گفته می‌شود و به ضمیر «ناخودآگاهی»، «شعور باطن»، «وجدان مغفوله» ترجمه شده است.

تأثیر هر یک از درجات آگاهی

 فروید معتقد است چهار پنجم یا به عبارت دیگر ۷۵% از حرکات، رفتار، طرز فکر، نقشه‌ها، تصمیمات زندگی ما توسط فرمان قوی ولی مخفی «ضمیر ناخودآگاه» انجام می‌گیرد. قدرت شعور آگاه، یا عقل و منطق در مقابل ناخودآگاه بسیار ضعیف و بی‌مقدار است، اکثراً و در اغلب اوقات شعور آگاه ما، عقل و منطق ما دستورات و فرامین شعور باطن را تأیید و تصویب می‌کند. 

تشبیه درجات آگاهی به کوه یخ

 اگر کوه یخی را در دریا شناور دیده باشید، ملاحظه کرده‌اید که نصف بیشتر آن در زیر آب و فقط قسمت کوچکی از کوه یخ خارج آب است، آن قسمت بسیار بزرگ کوه یخ که در زیر آب مخفی و ناپیدا می‌باشد به منزله ضمیر ناخودآگاه و آن قسمت کوچک که ظاهر است و دیده می‌شود شبیه خودآگاه می‌باشد.

فروید پدر  پسیکانالیز شعور ما را تشبیه به کالاسکه ای می نماید. دو اسب قوی کالسکه را فروید معادل نیروی ناخودآگاه می داند که این اسب های قوی، سرکش و عاصی هستند، و قادرند کالسکه را با کالسکه چی اش به هر طرف که بخواهند بکشند، فروید کالسکه چی را معادل شعور آگاه می داند، زیرا شعور آگاه ما حتی المقدور،همیشه و هر لحظه مراقب تمایلات و خواسته های سرکش ما است، شعور باطن ما می خواهد هر کار که دلش می خواهد انجام بدهد، قوانین و قیود اجتماعی را بر هم بریزد، ولی شعور ظاهر ما که به منزله همان کالسکه چی است اسب های قوی یعنی ضمیر ناخودآگاه را هدایت می کند.

ادامه دارد…(بخش شعور باطن)

 

دیدگاه های این نوشته

دیدگاه شما

ابتدا وارد شوید تا بتوانید دیدگاهی ارسال کنید

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .