اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » ماهیت تلقین » عقیده طرفداران تلقین در هیپنوتیزم

عقیده طرفداران تلقین در هیپنوتیزم

عقیده طرفداران تلقین در هیپنوتیزم

عقیده طرفداران تلقین در هیپنوتیزم

 

  • این بچه مکتبی ها، با تلقین ملای ده را مریض کردند.
  • این مرد تشنه، نفت را به جای آب خورد و تشنگی‌اش رفع گردید.
  • ناپلئون با زیرکی  از تلقین استفاده می‌کرد.
  • این محکوم به اعدام را با تلقین اعدام کردند و مرد دیگری در اثر تلقین همسر خود را کشت.
  • چگونه با تلقین می‌توان ایجاد عشق نمود؟
  • چطور عاشق به دستور معشوق مادر خود را کشت؟
  • فال‌ها و پیشگویی‌های متداول تلقینات موثری هستند به شرط آن‌که… !؟

مقدمه

عده‌ای از روان‌شناسان و متخصصین هیپنوتیزم معتقدند که مغناطیس  حیوانی در هیپنوتیزم کردن موثر نیست، بلکه فقط به وسیله تلقین می‌توان اشخاص را هیپنوتیزم کرد و اولین کسی که این ادعا را کرد «جیمز برید» دانشمند انگلیسی بود، و حالا ببینیم اولاً تلقین یعنی چه؟ ثانیاً تا چه اندازه در هیپنوتیزم  موثر است؟

چون در نظر بوده است که این کتاب بیشتر مورد استفاده اکثریت مردم ایران  نیز قرار گیرد، لذا لازم بود که موضوع تلقین نخست با چند داستان و مثال ساده و با زبانی ساده شروع شود.

مبحث اول- آشنایی با تلقین و تعریف تلقین

مریض کردن ملا: اجازه بفرمایید بحث تلقین را با یک داستان خیلی قدیمی که شاید شما خوانندگان محترم هم آن را شنیده یاشید شروع کنیم.

در قدیم هر دهکده‌ای یک ملای ده داشت. این ملای ده هم آقا بودو هم عقد ازدواج‌ها را جاری می‌کرد و هم صیغه طلاق می‌خواند و هم برای بیسوادان ده  که اکثراً هم بیسواد بودند نامه می‌نوشت و هم دعانویس ده بود.

یک روز شاگردان دسته جمعی تصمیم گرفتند که به آقا ملا تلقین کنند که مریض است. صبح اول وقت نفر اول وارد شد و پس از سلام گفت: «آقا ملا، خدا بد نده رنگت زرد شده، مگه مریض شدی؟» چند دقیقه بعد نفر دوم وارد شد، پس از سلام گفت« آقا ملا خدا بد نده،  رنگت و روت پریده، شما حتماً مریض شدی» آقاملا گفت: «آره جونم حالم امروز خوب نیست،کمی مریضم».

به هر حال نفر سوم و چهارم و پنجم و تا آخر هر کدام  که از راه رسید کفت: «آقاملا رنگت پریده، زرد شده، مریض شدی». بالاخره آقا ملا هم که گویا از دسته تلقین‌پذیرها بود، مکتب‌خانه را تعطیل کرد و گفت بچه‌ها من امروز مریض هستم حالم خوب نیست، می‌خواهم استراحت کنم، شما بروید فردا بیایید.

شاگردان هم که خواستار همین موضوع بودند، آن روز را به بازی و تفریح مشغول شدند. در این داستان تلقین کننده دانش‌آموزان بودند و  تلقین شونده آقاملا بود.

نظیر این داستان شرقی را «لسلی.م.لو کرون» در کتاب «اتو هیپنوتیزم» به شکل دیگری آورده  و می‌نویسد:

مثلاً یک بازی نابهنگام  تلقین‌پذیری است که کارمندان یک اداره روزی بخواهند که یکی از همکاران خود را به تمسخر بگیرند و همین‌که صبح از در وارد شدند همه بگویند «عجیب است ژان، حتماً تو دیشب بد خوابیده‌ای و امروز چه صورت وحشتناکی داری» مخاطب بدواً تعجب می‌کند، زیرا ایمان دارد که در کمال صحت و  سلامت است، ولی چند دقیقه بعد نفر دیگری سوال کند(سایت هیپنوتیسم دات آی آر) ژان حقیقتاً «تو مریض هستی، ولی هیچ به نظر نمی‌آید که بیمار باشی»،بعد نفر سوم زیر لب بگوید «به راستی تو الان تب نداری؟» بالاخره طولی نمی‌کشد که حقیقتاً ژان احساس می‌کند که ناراحت است  و اگر رفقایش به همین نحو بازی را ادامه بدهند ناگزیر ژان بیمار شده و باید بستری شود.

نتیجه:

 از این رویداد متوجه می‌شویم که «تلقین عبارت از وادار کردن شخصی به این‌که تغییراتی در فکر، اعمال و رفتارش بدهد.

ادامه دارد. . . (بخش ماهیت تلقین)

دیدگاه های این نوشته

دیدگاه شما

ابتدا وارد شوید تا بتوانید دیدگاهی ارسال کنید

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .