اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » دگر هیپنوتیزم » فن مصاحبه با بیمار در هیپنوتیزم معالجی,بخش دوم

فن مصاحبه با بیمار در هیپنوتیزم معالجی,بخش دوم

فن مصاحبه با بیمار در هیپنوتیزم معالجی,بخش دوم

فن مصاحبه با بیمار,بخش دوم

۱-  ایجاد زمینه مصاحبه

اولین قدم این است که پزشک  هیپنوتیست باید حالت بیطرفانه اتخاذ کند تا این‌که نخست چگونگی شخصیت بیمار را بشناسد.

دکتر «مایزر» در فصل ۱۴ کتاب خود می‌گوید: رهبری و اداره اولین مصاحبه با بیمار در هر نوع معالجه روانی موضوع بسیار پراهمیتی است زیرا روابط عاطفی که برقرار می‌شود و روش‌هایی که به کار برده می‌شود معمولاً دارای اثر عمیقی در «روان درمانی بعدی» می‌باشد، در هیپنوز اهمیت اولین مصاحبه حتی بیشتر از مصاحبه‌های بعدی است.

گاهی اوقات که یکی  از پزشکان عمومی بیمار را معرفی می‌نماید، ممکن است امکان به کار بردن هیپنوز را خاطر نشان کند، گاهی اوقات خود بیمار فقط به خاطر هیپنوتیزم شدن به هیپنوتیزور مراجعه می‌کند. اغلب اوقات بیمار برای تشخیص و ارزیابی عمومی روانی مراجعه می کند و هرگز فکر هیپنوتیز شدن در مخیله او خطور نکرده است. به هر حال تصمیم درباره این‌که آیا بیمار باید هیپنوز بشود یا نه، بایستی تا پس از یک معاینه کامل روانی به تأخیر بیفتد. یا ممکن است بخواهیم هیپنوتیز را به کار ببریم یا به کار نبریم، ولی ما می‌خواهیم در را باز بگذاریم تا بتوانیم در صورت لزوم و تشخیص این‌که هیپنوتیزم بهترین  راه کمک به بیمار است آن را به کار ببریم. در طبابت عملی، این موضوع ایجاد یک مسأله آنی و فوری می‌نماید. ما باید رابطه صمیمانه برقرار کرده و ایجاد پرستیژ نماییم.

اگر ما ندانیم که آیا باید هیپنوز را به کار ببریم یا نه، مسلماً ما نخواهیم دانست چه نوع پرستیژی در مقابل بیمار باید در خود به وجود آوریم. آیا ما باید «آمرانه» رفتار کنیم یا «غیرآمرانه»؟ ما بایستی موضوع را با پرسش از سابقه بیماری شروع کنیم و معاینه روانی لازم را به عمل آوریم و در عین حال ما بایستی روش بی‌طرفی خود را حفظ کنیم تا ما بتوانیم به موقع بدون ایجاد اضطراب و ناراحتی برای بیمار روش «آمرانه» یا «غیرآمرانه» اتخاذ کنیم. اداره اولین مصاحبه بدین ترتیب حتی از این‌که روانپزشک خود را به معالجه روانی و معالجه بدنی محدود کند، مشکل‌تر و بغرنج‌تر است. هنگامی‌که ما در ابتدا روش خود را به طور «غیرآمرانه» و با نرمی و ملایمت شروع کنیم، بیمار مسؤولیت مصاحبه را به عهده می‌گیرد،‌در این صورت اعمال روش «آمرانه» مشکل خواهد بودو  هنگامی که ابتدا با روش «آمرانه» شروع کرده باشیم برقرار کردن روش «غیرآمرانه» بسیار مشکل خواهد بود، زیرا بیمار از نظر یک شخص مقتدر به ما نگریسته. ما در سابقه بیماری و معینات بدنی با چنین مسایلی سروکار داریم. ما آگاهانه این وضعیت‌ها را به طریقی  به وجود می‌آوریم که بعداً هیپنوز کردن تا سر حد امکان آسان گردد.

۲-روش‌های همساز:

روانپزشک معمولاً به آن قسمت از سابقه بیماری توجه می کند که طی آن بیمار علایم بیماری را به ترتیب می‌شمارد و توسعه آن را شرح می‌دهد که پزشک بتواند بیماری را تشخیص دهد و روش معالجه خود را تنظیم نماید.

باید گفت که هرگز موضوع به این سادگی نیست زیرا عملاً تعدادی از مراحل کاملاً جداگانه با هم و یک جا اتفاق می‌افتند.

در هر مصاحبه اولیه روانی:

۱-بیمار موارد شکایت و ناراحتی خود را به پزشک می‌گوید. پزشک به نوبه خود، درباره جنبه‌های مختلف «علایم بیماری» و راجع به جنبه‌های گذشته و حال بیمار که مربوط به این علایم است تحقیقات بیشتری به عمل می‌آورد.

این معنی و مفهوم «اعمال مقدماتی اخذ سابقه بیماری» است که به طور سطحی و مصنوعی مورد قبول بیمار و پزشک واقع می‌شود.   

۲-بیمار پزشک را مورد آزمایش قرار می‌دهد، ما باید همیشه این موضوع را به یاد داشته باشیم بیمار قبل از این‌که همه اسرار درونی خود را فاش کند باید اطلاعاتی راجع به پزشک داشته باشد. بنابراین در ابتدا بیمار نقشی را با پزشک بازی می‌کند، او وانمود می‌کند که درباره مطالبی صحبت می‌کند که در مغزش وجود دارد ولی در واقع صرفاً  به دنبال موقعیتی است که ببیند دکتر چطور شخصیتی است.

۳-پزشک «رابطه صمیمانه» برقرار می‌کند. او  عمداً به بیمار فرصت می‌دهد که ببیند او چطور آدمی است. او در بیمار ایجاد حس اعتماد و احترام نموده با حرکات و سکنات خود احساس دوستی را به او نشان می‌دهد.

۴-پزشک آنچه را که بتواند انجام می‌دهد.

الف: بیمار را تشخیص می دهد.

ب: در نظر خود مراحل بیماری‌زایی روانی بیمار را تنظیم و مجسم می‌کند.

ج: ساختمان شخصیتی بیمار را ارزیابی می‌کند.

د: درباره روش معالجه بیمار تصمیم می‌گیرد . چنان‌چه در نظر گرفته شود که بیمار هیپنوتیزم شود مصاحبه پیچیده‌تر می‌گردد و برای این مراحل اضافی مطالب زیر اضافه می‌گردد:

۱-    پزشک باید تصمیم بگیرد که روش «آمرانه» را به کار ببرد یا روش «غیرآمرانه»

۲-پزشک روشی را به کار می‌برد و وضعیت‌هایی را انتخاب می‌کند که طی آن نوع بخصوص از پرستیژ مناسبی را به خود بگیرد.

۳- پزشک مصاحبه را طوری ترتیب می‌دهد که در بیمار فکر و حالت تسلیم به وجود آید.

۴-پزشک دفاع احتمالی بیمار را در مقابل هیپنوز در نظر می‌گیرد و پیش‌بینی می‌کند به نحوی که بتواند روش القاء مناسبی را انتخاب کرده و در مورد بیمار به کار برد.

باید به یاد داشت که تمام این مراحل  هنگامی که بیمار ظاهراً موارد ناراحتی خود را به پزشک می گوید و گوش می‌دهد و تحقیقات بیشتر می‌کند همه در یک لحظه ادامه می‌یابد. از بین کلیه این مطالب « رابطه صمیمانه»، «پرستیژ» و بخصوص «تسلیم» به عنوان مقدمات القاء هیپنوز به ما مربوط است. برای معالجه موفقیت‌آمیز هیپنوتیکی نمی‌تواند با تأکید زیاد گفت که زمینه اصلی برای القاء هیپنوز از طریق مصاحله اولیه می‌باشد. اگر سایر معاینات روانی دیگر نشان بدهند که هیپنوز ایجاب نمی‌کند و این اتفاق اغلب رخ بدهد، چیزی از دست نرفته است. اگر در جهت معالجه هیپنوتیکی جلو برویم می‌توانیم در اجرای یک القاء آرام و مناسب مطمئن شویم.

ما باید به خود بیاموزیم که در هر مرحله از رفتار خود را با بیمار اصلاح کنیم تا برای مرحله بعدی آماده شویم. ما بایستی پیوسته به دورنمای جلوی خود بنگریم، تا هرگونه احتیاج و اشکال ویژه‌ای که ممکن است در مرحله بعدی پیش آید مدنظر داشته باشیم. ما می‌توانیم بدین ترتیب بیمار را با آن مشکلاتی که پیش می‌آید تطبیق دهیم قبل از این‌که خودمان با آن مشکلات مواجه بشویم.

۳-  در نظر داشتن تقدم و تأخر موضوعات در هیپنوتیزم معالجی

اولین اقدام مهم هیپنوتیز کننده برقراری «رابطه صمیمانه» با بیمار است:

سروکار داشتن با وضعیتی که در آن چیزهای زیادی در یک لحظه رخ می‌دهند و این‌همه در پشت پرده ادامه دارد، باید ایده تقدم و تأخر موضوعات را در نظر داشته باشیم یعنی باید در نظر داشته باشیم که کدام موضوع بایستی جلوتر و کدام موضوع بایستی عقب‌تر مورد بحث و گفتگو قرار گیرد.

هیپنوتیزم کننده در معرض این مشکل قرار دارد که سعی کند با دو موضوعی که در یک لحظه پیش می‌آید مواجه شود، که هر یک از دو موضوع احتیاج به توجه کامل دارد. در اتخاذ تصمیم پیرامون این‌که کدام یک باید ابتدا مورد نظر واقع شوند یک قاعده و قانون راهنمایی کننده مهم وجود دارد و هرگز برای آن استثنایی وجود ندارد. در مصاحبه اولیه، برقراری «رابطه صمیمانه» نسبت به کلیه مطالب دیگر حق تقدم دارد. این موضوع در مورد تمام انواع مصاحبه روانی صدق می‌کند.

لیکن اگر امکان اقدام معالجه از طریق هیپنوز  وجود داشته باشد حق تقدم که به برقراری «رابطه صمیمانه» داده می‌شود حتی بیش از سایر موارد جنبه حیاتی و مهم به خود می‌گیرد.

۴- مشکلاتی که در برقراری (رابطه صمیمانه) پیش می‌آید.

بر لبش قفل است و در دل رازها

لب خمــوش و دل پـــر از آوازهــا

روی این نکته تأکید می‌شود به علت این‌که روانپزشکان جوان تمایل زیادی دارند به این‌که آنها باید هر چه زودتر حقیقت بیماری را دریابند و فوراً آن را تشخیص دهند، این موضوع البته از نقطه نظر درس کلاسیک جالب است، ولی  وظیفه ما نسبت به بیمار این است که به بهترین وجه ممکنه به بیمار کمک کنیم. در هر نوع روان درمانی، و بخصوص معالجه از طریق هیپنوز، توانایی ما(سایت هیپنوتیزم دات آی آر) در کمک کردن به بیمار به نسبت زیادی مربوط به برقراری «رابطه صمیمانه» است. اگر ما در اولین مصاحبه «رابطه صمیمانه» را برقرار نکنیم، کار ما پیوسته مشکل‌تر می‌شود، به دست آوردن سابقه بیماری تشخیص و تنظیم وضع بیماری‌زایی روانی، همه می‌توانند بعداً انجام گیرند. برای آنها می‌توان چندین مصاحبه انجام داد، و به تأخیر افتادن آنها در معالجه موثر نیست اجرای عملی و  تجربی این اصل ما را وادار می‌کند تا قبل از برقراری «رابطه صمیمانه» و رضایت‌بخش «بیمار – پزشک» هر نوع تحقیقات  یا آزمایشات و یا معاینات را به تأخیر بیندازیم. این وضع غالباً هنگامی پیش می‌آید که ما احساس کنیم سوال مستقیم از بیمار در مغز ما ایجاد شک می‌کند و ما باید تا تشخیص علایم بیماری و هم‌چنین عوامل بیماری‌زایی روانی صبر کنیم. برای مثال یک چنین سوالی ممکن است مربوط به حاملگی خارج از نکاهی و یا اعتیاد به عمل لواط باشد. یک سوالی در یک چنین حدودی که خیلی زود و قبل از موعد معین به عمل آید ممکن است بیمار را ناراحت کرده و برقراری «رابطه صمیمانه» را مشکل‌تر نماید. هم‌چنین سوالاتی که به نظر می‌رسد که مربوط به بیمار نیست مانند مربوط به سابقه بیماری خانوادگی، یا حتی مربوط به سابقه بیماری قبلی خودش می‌باشد، دارای همان اثر نامطلوب بوده و بایستی تا برقراری «رابطه صمیمانه» با بیمار به تعویق افتد.

۵-  اداره و رهبری تهاجم در هیپنوتیزم معالجی

وقتی ضمن مصاحبه تخلیه تهاجمی در بیمار به وجود می‌آید وضعیت مصاحبه قدری پیچیده‌تر و مشکل تر می‌شود. هنگام شنیدن سابقه بیماری کاملاً عاقلانه است که به بیمار اجازه دهیم که تخلیه تهاجمی را که مایل است انجام دهد. گاهی اوقات یک وضعیت «انتقالی» توسعه می‌یابد و بیمار احساسات تهاجمی را که نسبت به سایر اشخاص دارد بر پزشک تخلیه می‌کند. در روان درمانی در حال بیقراری از این موضوع می‌توان به نفع بیمار بهره برداری کرد، ولی اگر هیپنوآنالیز یعنی روانکاوی از(سایت هیپنوتیزم دات آی آر) راه هیپنوز بغرنج و پیچیده باشد، چنین احساسات منفی، هیپنوتیزم «غیرآمرانه» را مشکل می‌سازد زیرا بیمار ناخودآگاهانه با عدم همکاری خود، پزشک را تنبیه می‌نماید. اگر چنین وضعی پیش بیاید عاقلانه است که انجام هیپنوز تا از بین رفتن حالت منفی «انتقال» به تأخیر  افتد. با امکان انجام هیپنوز، بهتر است از چنین وضعیت‌های «انتقالی» منفی اجتناب نمود. موقعی که تهاجم به وجود می‌آید، پزشک باید فوراً از بیمار طرفداری نماید و هر دو با هم با بیاناتی به شخص ثالث حمله کنند. بدین‌وسیله خطر ایجاد احساسات منفی نسبت به پزشک از بین می‌رود.

۶- خودداری بیمار از بیان اسرار درونی در هیپنوتیزم معالجی

مرا دردی است اندر دل اگر گویم زبان سوزد

اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

گاهی بیماران در ضمن بیان سابقه بیماری تمایل پیدا می‌کنند که به طور ناخودآگاهانه از افشاء واقعی ماهیت نگرانیشان خودداری نمایند. تقریباً همیشه قبل از این‌که یک برخورد روانی قابل توجهی پیش آید تأخیر کمی وجود دارد. بیمار احساس می‌کند که احتیاج دارد قبل از این‌که وارد گفتگوهای خودمانی و صمیمی شود قبلاً پزشک را بشناسد. این یک امر  عادی است و شخص تا برقراری رابطه صمیمانه صبر می‌کند. گاهی اوقات این خودداری به وسیله بیمار به عنوان دفاعی از ضرر و آسیب افشاء «احساس گناه» ادامه می‌یابد.

ادامه دارد…(بخش دگر هیپنوتیزم)

دیدگاه های این نوشته

دیدگاه شما

ابتدا وارد شوید تا بتوانید دیدگاهی ارسال کنید

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .