اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » اعضای بدن انسان » کارخانه بدن انسان

کارخانه بدن انسان

کارخانه بدن انسان

کارخانه بدن انسان

به طوری که در تاپیکهای قبلی  سایت به نظر رسید کارخانه بدن انسان دارای رئیسی  به نام «شعور ظاهر» می‌باشد که نیابت آن با «شعور باطن» است. حال می‌خواهیم برای شناختن دستگاه‌های بدن انسان مطالعات دیگر انجام دهیم.

ترکیبات اعضاء مختلف این کارخانه عبارت است از ۶% آب و ۱۸% پروتئین و ۱۵%چربی و ۱%هیدرات‌های کربن و ۶% املاح مختلف و تقریباً از بیست عنصر تشکیل یافته که اکسیژن و هیدروژن و کربن و آزوت، آهک و پتاسیم و سود و آهن و فسفر و گوگرد از آن جمله می‌باشند که همه آنها دارای ترکیبات بسیار مختلف و متلون هستند.

در این کارخانه دستگاه‌هایی است که باید مرتب کار کرده و محصولات خود را برای تغذیه بدن به موقع برسانند، این دستگاه‌ها عبارتند از: ۱- دستگاه گوارش،‌۲-دستگاه گردش خون، ۳- دستگاه تنفس، ۴- دستگاه اعصاب و دستگاه‌های دیگر نیز موجود است که در این‌جا شرح آنها خارج از موضوع  است.

۱-  دستگاه گوارش

به طور خلاصه قسمت‌های مختلف این دستگاه عبارت از : دهان، دندان، حلق، معده، کبد و روده‌ها می‌باشند. منظور این سازمان آن‌که غذا را پس از جویدن و مخلوط کردن با بزاق دهان و غیره به مایع سفیدرنگ و قابل جذبی تبدیل کرده آن را به عروق لمفاوی وارد نموده، بالاخره جذب خون نماید. کبد از لحاظ چربی‌ها محصولات این دستگاه را بازرسی و کنترل می‌کند تا چربی معمولی به چربی نظیف تبدیل و کسور شیره‌ی غذایی را مهیا سازد. روده‌ها نیز موادی را که قابل جذب نیست به پایین رانده فضولات مضر را از بدن خارج می‌سازد. بدین ترتیب تهیه لمف و خون به عهده این دستگاه است. مواظبت و بهداشت این دستگاه برای حفظ سلامتی بدن لازم است عاملین مبتدی باید کاملاً بهداشت آن را مراعات نمایند.

۲-دستگاه گردش خون

قسمت‌های مختلف این دستگاه عبارت از شرایین و عروق و قلب و کلیه‌ها می‌باشند. منظور این سازمان این‌که خون را به تمام اعضاء بدن رسانیده نیروی حیاتی را تأمین نماید، تمام اعضاء به وسیله خون تغذیه می‌کنند. تلمبه پر قدرت قلب است که خود را در شرایین و عروق به جریان می‌اندازد و لازم است در بهداشت این عضو حساس کوشید. کلیه‌ها کثافات خون را گرفته و سموم آن را دفع می‌نمایند، هم‌چنین در سطح بدن غددی وجود دارد که به وسیله تعرق در کار کلیه‌ها کمک می‌کنند. در این دستگاه کلیه‌ها وظیفه بازرسی و کنترل را دارا هستند، سلامتی آن کاملاً برای صحت بدن لازم بوده به وسیله‌ی آشامیدن مواد الکلی نباید این عضو حساس و فعال را تنبل و یا از کار انداخت، برعکس آب آشامیدنی کار آن را  تسهیل می‌نماید.

در گردش بزرگ خون که به وسیله‌ی عروق در تمام بدن صورت می‌گیرد گلبول‌ها با گرفتن اسید کربنیک اعضاء بدن، رنگشان تیره و کثیف می‌شود برای ادامه کار محتاج تعویض و اکسیژن تازه‌ای می‌باشد، این وظیفه را سازمان دیگری که دستگاه تنفس است به عهده دارد.

۳-دستگاه تنفس

عضو اصلی این دستگاه عبارت از ریه‌ها است. باید دانست که خوب زندگی کردن احتیاج به خوب نفس کشیدن دارد، باید کوشش کرد بر ظرفیت ریه‌ها افزود. از هوای خوب استفاده نمود، از آفتاب برای از بین بردن میکروب‌های موجود در هوا کمک گرفت، از وجود سبزه و درخت استفاده کرد، در اتاق‌های تمیز و آفتاب‌گیر زندگی نمود.

به طوری که قبلاً اشاره شده خون در گردش بزرگ، اسید کربنیک بدن را اخذ و در گردش کوچک به وسیله ریه‌ها آن را از دست داده از رنگ تیره  به رنگ تمیزو  قرمز  تبدیل می‌شود، بدین وسیله از عهده تغذیه بدن بر می‌آید.

برای تقویت این دستگاه برای مبتدیان و علاقه‌مندان تمرینات مخصوصی را در مباحث بعدی خواهم نگاشت.

 ۴-دستگاه اعصاب

اعمال اساسی کارخانه بدن انسان را این دستگاه انجام می‌دهد. اعصاب در زیر پوست بدن منتهی به غده‌هایی گردیده تارهای باریک آن به هم متصل شده و بالاخره به نخاع شوکی می‌رسند و تا مغز کوچک و مغز ادامه دارند، به وسیه این دستگاه است که محسوسات درک شده و به حرکت و فکر منجر می‌شود.

مثل این‌که برای روشن شدن موضوع به توضیحات بیشتری احتیاج داریم:

بدن انسان همیشه در معرض تحریکات عوامل خارجی قرار دارد. انعکاسی که در نتیجه‌ی تأثیرات بدنی در روان انسان تولید می‌گردد احساس نامیده می‌شود. بنابراین می‌توان گفت هر احساسی دارای دو مقدمه تحریک خارجی- تأثیر عضوی می‌باشد. در نتیجه تحریکات یک یا چند عضو از کارخانه بدن متأثر می‌شود از زمان‌های قدیم پنچ عضوی را که دارای خواص بخصوص هستند، دانشمندان می‌شناختند. ولی امروز حواس را ده قسم تشخیص می‌دهند این تقسیمات نیز شاید روزی از هم پاشیده و حقایق دیگری برای بشر کشف شود.

ده عضو و احساسات عبارتند از:

۱-    احساسات بصری (حس بینایی) که عضو آن چشم است.

۲-    احساسات سمغی (حس شنوایی) که عضو آن گوش است.

۳-    احساسات لمسی (حس بساوایی) که عضو آن پوست است.

۴-    احساسات ذوقی (حس چشایی) که عضو آن پیازچه‌های زبان است.

۵-    احساسات شمی (حس بویایی) که عضو آن دماغ است.

پنج قسم احساسات آتی بعداً اضافه گردیده:

۶-    احساسات داخلی (حس درونی) هنوز عضو آن معلوم نشده و احساسات مبهمی می‌باشند.

۷-    احساسات سردی و گرمی (حس گرماو سرما) ذرات کروزورفینی در پوست است.

۸-    احساسات المی (حس رنج جسمانی) که تمام نوک آزاد اعصاب می‌باشد.

۹-    احساسات تعادلی (حس تعادل و  جهت‌یابی) که عضو آن سه مجرای نیم دایره‌ای گوش داخلی است.

۱۰-      احساسات وضعی و  عضلانی (حس جنبش) عضو آن ذراتی است عصبی در مفاصل و زردپی و عضلات.

انفعال عبارت از حالتی است که بعد از احساس یا ادراک به انسان روی می‌دهد. سرعت احساس و انفعال بی‌اندازه زیاد است که دوگانه بودن آنها به نظر مشکل می‌آید. احساس پس از مرحله‌ی حافظه و کنترل به انفعال منجر می‌شود، ممکن است در افراد بشری یکسان باشد ولی  چون مراحلی که از آنها می‌گذرد در افراد متفاوت است، انفعال در آنها یکسان نخواهد بود، بالاخره بعد از مرحله‌ی انفعال حرکت را می‌توان نام برد که آن نیز به نوبه‌ی خود مرحله‌ای را تشکیل می‌دهد.

حرکات به چهار دسته‌ی ۱-انعکاسی، ۲- غریزی، ۳- عادی،  ۴- ارادی، تقسیم می‌شود. تعریف آنها در این قسمت چندان مورد لزوم نمی‌باشد، در این‌جا فقط اشاره می‌شود حرکات ارادی به دو وجه ممکن است ظاهر شوند یا تحریکی هستند یا توقفی، چون حرکت دنباله‌ی طبیعی و خاتمه هر صورت ذهنی  می‌باشد لذا چندان نیرو صرف نمی‌کنند. ولی حرکت توقفی چون خودداری و جلوگیری از امر طبیعی است از طریق طبیعی خارج بوده لذا به کوشش و مجاهدت بیشتری احتیاج دارد، چنان‌چه در ریاضت مرتاضان این امر مشهود است، یا در موقع عصبانی شدن، اگر فحش و ناسزا گوییم یک امر طبیعی است چندان نیرویی را مصرف نمی‌کند، درست است که عصبانی شدن نوعی از اصراف نیرو و انرژی است ولی فحش و ناسزاگویی دنباله طبیعی آن است، ولی اگر بخواهیم دنباله آن را قطع و یا این‌که به طور کلی از خشم جلوگیری نماییم، نیروی فوق‌العاده‌ای باید مصرف کنیم تا به منظور خود برسیم.

قبلاً گفتم که احساس به انفعال و حرکات ختم می‌شود، ولی ممکن است حرکات و انفعالات در خارج به موانعی برخورد کرده از آنها جلوگیری به عمل آید، در نتیجه در نهاد بشر عقده‌ای را ایجاد نماید و با به دست آوردن فرصت کافی ظاهر شوند. جایی که امیال سرکوفته در آن‌جا متراکن می‌گردد می‌توان آن را بایگانی امیال نام برد که منشأ بیشتر امراض روحی می‌باشد، بعضی از آنها آثار نزدیک و برخی آثار دور دارد، گاهی ممکن است قسمتی از آنها در عین حال هم آثار دور و هم آثار نزدیک را دارا باشند. آثار نزدیک مثل خشم، اندوه و غم، حجب  و کمرویی، آثار دور مانند خیالبافی، جنون، ضعف اراده و غیره که تمام این‌ها از لحاظ روانی و تداوی روحی اهمیت داشته، قابل مطالعه و بحث هستند.

در موقع معالجه مریض روحی باید ابتدا به وسیله سوالات گوناگون تمایلات مریض را معین کرد. یک‌یک آنها را انتخاب و اطلاعاتی از نوع آنها از حافظه و کنترل به دست آورد، در خاتمه انفعالی که در او تولید مرض کرده است دریافته با برطرف کردن آن به وسیله تلقین در خواب یا بیداری مرض روحی را برطرف و بیمار را بهبودی داد.

استادان فن در تداوی روحی هر یک راهی را پیش گرفته نتایج خوبی به دست آورده‌اند، ولی در حقیقت هر یک از آنها دارای معایبی بود که ممکن است ایجاد اشتباهاتی نماید، سهل‌ترین راه این است که به وسیله‌ی خواب غیرطبیعی جواب‌هایی از مریض گرفته، پرونده بیماری را تشکیل داده و به اساس تمایل سرکوفته پی برده ریشه آن را پیدا کرده به وسیله‌ی تلقین برطرف نموده، ضمناً برای مریض آتیه درخشانی را پیشگویی و به آینده امیدوار ساخت.

در پایان این مبحث لازم  است برای شناختن کارخانه بدن انسان، از دستگاه دیگری به نام “سه‌جویی” شرحی بیان شود. این دستگاه تمام اعضاء گوارش، جریان خون، تنفس را اداره می‌نماید. عملیات حیاتی بدن را کنترل می‌کند،  در اعمالش هیچ‌گونه وقفه‌ای ایجاد نمی‌شود، با وجود این‌که در زندگی انسان و حیوانات نقش بزرگی را بازی می‌نماید، از این دستگاه چون شعور ذاتی و اصلی اطلاعات کاملی در دست نیست، شاید روزی برسد که علم و دانش بشری بتواند این نقطه تاریک را روشن کرده و این درب بسته را بگشاید.

(بخش اعضای بدن انسان)

مطالب مرتبط

دیدگاه های این نوشته

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .