اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » تلقین پذیری » مشکل صحبت کردن در محافل و مجامع عمومی

مشکل صحبت کردن در محافل و مجامع عمومی

مشکل صحبت کردن در محافل و مجامع عمومی

تکنیک سخنرانی

مشکل صحبت کردن در محافل و مجامع عمومی

تکنیک سخنرانی

زمانی که قصد دارید در برابر گروهی صحبت کنید، لباس ساده ای بپوشید و ازکاربرد و سایلی تجملی از جمله عینک دودی و کلاه خودداری کنید.سعی کنید قیافه شما برای شرکت کنندگان در این جلسه کاملاّ قابل پذیرش باشد.

هنگام صحبت ، به میان جمع- نه بالای سر آنان- نگاه کنید.می توانید گهگاه به گروهی در بین جمع خیره شوید اما پس از آن ، این افراد با تعداد دیگری تعویض کنید.

اگر در زمان صحبت کردن احساس کردید شنونگان شما گیج یا خسته شده اند، فوراّ اما بی آنکه غیر عادی و نا منتظر جلوه کند، به سخنرانی خود پایان دهید.پیش از انجام هر سخرانی تمرین کنید و بکوشید مطالبی را که بیان خواهید کرد، برای دیگران جذاب و دلپذیر باشد.

بصورت ارام و دلپذیری شروع به سخن کنید.اگر لازم می دانید ، گاهی به بیان طنز بپردازید .اگر خوانندگان شما پس از شنیدن این طنز نخندیدند ، احتمالا، از سخنان قبلی شما خشنود و راضی نیستند.در طول سخنرانی اجازه ندهید شنوندگان با پرسش ، رشته کلام شما قطع کنند .البته اگر آنها سؤالی مطرح کردند، با متانت و مهربانی به آنها بگویید که در پایان جلسه به پرسشها پاسخ خواهید داد.

وقتی بصورت آزمایشی این سخنرانی را در خلوت تمرین می کنید، سعی داشته باشید تا در محدوده زمانی تعیین شده سخن بگویید.هرگز شرایطی را بوجود نیاورید که بیانات شما نیمه تمام و به شکلی ناکامل خاتمه پیدا کند.

در کتاب آیین سخنرانی نوشته دیل کارنگی در بخشی از کتاب میگوید:یکی از دوستان به نام بیل پترز یک دوره آزمایشی جالب و موفقیت آمیزی را برگزار می کند که در محافل دانشگاهی با استقبال زیادی مواجه شده است.این دوره براساس پایان نامه اودر دانشگاه ویل جنوبی در رشته روان شناسی ارایه می شود.این کلاسها را بایستی یک دوره آموزشی واقعی تلقی کرد که هم پیش از شروع، سایت هیپنوتیسم دات آی آر,و هم در جریان آموزش و پایان دوره، میزان تقلیل اضطراب و افزایش قدرت و کارآیی شرکت کنندگان در آن ، به دقت و به صورت مکرر اندازه گیری می شود.نتایج به دست آمده در مورد اکثریت عظیمی از شرکت کنندگان در این دوره ها برای من بسیار جالب و در عین حال شگفت انگیز بوده است. خود من در بسیاری از موارد مسئولیت این آرمانها را به عهده داشته ام.

در یک دوره که به خوبی و با دقت طراحی شده، هرفرد شرکت کننده یک سلسله مراتب دوازده مرحله ای را به این ترتیب می گذراند:

۱-فرد داوطلب در شرایطی که بر روی یک صندلی نشسته، چند سطر از یک مطلب را تنها برای یک نفر که یکی از مربیان دوره است، می خواند.

۲-فرد داوطلب در شرایطی که بر روی یک صندلی نشسته، چند سطر از یک مطلب را برای سه یا چهار مخاطب می خواند.

…و در مراحل پایانی…

۱۱-برای مدت زیادی برای سه یا چهار نفر که در برابر او نشسته اند، به حالت ایستاده به سخنرانی می پردازد.

۱۲-در یک سالن وبرای یک جمعیت زیاد به ایراد سخنرانی و جوابگویی به سؤالات می پردازد.

در جریان صحبت با افرادی که از سخن گفتن در جمع دیگران ترس و وحشت دارند، متوجه برخی از باورهای غیر منطقی آنها شدیم که در اینجا به بیان تعدادی از آنها می پردازیم:

*من از این وحشت دارم که در جریان صحبت در جمع، مطالبی را بیان کنم که برای دیگران احمقانه تلقی شوند.

*تصور نمی کنم به اندازه کافی در موضوعی که عنوان سخنرانی است، تسلط داشته باشم.من از این بیم دارم که نتوانم به پرسشها و انتقاداتی که می شود، جواب درستی بدهم.

*من در جریان سخنرانی کوشش می کنم تا سیمای یک فرد دانشمند و آرام را نشان بدهم، ولی اگر نتوانم به خوبی این نقش را بازی کنم، آبروریزی بزرگی به راه می اندازم.

*تصور نمی کنم مخاطبان نسبت به مطالبی که برای آنان بیان می کنم، علاقه و توجه زیادی را نشان دهند.

*زمانی که دیگران با دقت به چشمان من نگاه می کنند، تصور می کنم می خواهند برخیزند و مرا مورد انتقاد قرار دهند.

*من از این وحشت دارم که شنوندگان به خوبی از من استقبال نکنند.

*پس از چند دقیقه صحبت کردن، احساس می کنم دارم مطالب خسته کننده ای را بیان می کنم.بنابراین خیلی زودتر از زمان مناسب برای نتیجه گیری،رشته کلام را قطع می کنم.

*تصور می کنم یک فرد زمانی حق دارد در برابر جمعی به ایراد سخنرانی بپردازد که صد در صد به نتیجه موفقیت آمیز آن و صحت مطالبی که بیان می کند ایمان داشته باشد.من هنوز به این اطمینان و اعتقاد نرسیده ام.

*یک فرد عاقل سعی می کند در شرایط مخاطره آمیز –مانند سخنرانی در برابر یک گروه- قرار نگیرد تا آبرو و اعتبار او لکه دار نشود.

*زمانی من به ایراد سخنرانی در جمع می پردازم که کاملاّ در این فن به مهارت رسیده باشم.در غیر این صورت اگر دچار لکنت زبان شوم، همه به من می خندند و آبروی من میریزد.

برخی از تفکرات منطقی در این زمینه که شایسته است به این گونه افراد القاء شود ودر دوره آموزشی یاد شده نیز به تعلیم بینندگان آموخته می شود  عبارتد از:

*هرچندپیش از این صحبت کردن در جمع دیگران ناتوان بوده ام، ولی دلیلی ندارد که وضع در آینده هم به این صورت باشد.

*من می دانم که در گذشته از ترس قضاوت نامطبوع دیگران از نشان دادن قدرت، قابلیت و شخصیت خودم در برابر دیگران خودداری کرده ام. این طرز تلقی غیر از ناکامی بهره ای برای من نداشته است، بنابراین از این به بعد سعی می کنم تا در زمان صحبت کردن در جمع ، بر روی صحت و اصالت مطالبی که بیان می کنم تمرکز پیدا کنم و اظهار نظر دیگران برای من اهمیت زیادی نداشته باشد.

*پیش از سخنرانی رئوس مطالب خود را بر روی کاغذی یادداشت می کنم تا در موقع صحبت ، موضوع مهمی فراموش نشود.

*موقع سخنرانی در برابر جمع،به این نیاز ندارم که تمام مطالب نوشته شده در آن زمینه را بدانم .هبچ فردی وجود ندارد که تمام مطالب را بداند، بنابراین من حق دارم در حدودی که می دانم، اظهار نظر کنم.

*این تفکر که ترس از قضاوت دیگران مرا به انزوا بکشاند غیرمنطقی است .هیچ فردی در دنیا کامل نیست و من هم یک استثنا نیستم.نباید کوشش کنم تا همه مرا تأیید کنند و دوست داشته باشند.من هرگز سعی نمی کنم تا همه را از خودم و به هر قیمتی راضی نگه دارم.

*قضاوت دیگران درباره من لزوماّ  معیاری برای سنجش من نیست و عکس العمل انها بیشتر به شخصیت و ویزگیهای درونی آنها بستگی دارد.

*در زمان صحبت، باید بیشتر به مطالبی که مطرح می کنم توجه کنم و عکس العمل دیگران اهمیت زیادی برای من نداشته باشد.

*یک سخنرانی موفقیت آمیز به این معنی نیست که فرد هرگز دچار لکنت زبان و یا اشتباه نشود و یا به همه پرسشها به خوبی جواب بگوید.

اگر من از تمام سعی و کوشش در طول سخنرانی استفاده کرده باشم، کافی است و باید از انجام ان کار خوشحال باشم.

*من از اشتباهات خودم در این جلسه تجربه می آموزم و سعی می کنم تا در جلسه بعد بهتر از پیش باشم.

*اگرفردی تصمیم بگیرد همواره از خطا و اشتباه دوری کند، هرگز نمی تواند به تجربه ای در زندگی دست بزند.

*من بالاخره بایستی بر ترس خودم در انجام کارهای اجتماعی چیره شوم.من باید از پیش،خودم را برای برخی از اشتباهات و یا خطرات آماده کنم.

 در دوره آموزشی یاد شده برای آماده کردن داوطلبان به انجام سخنرانی، از همه امکانات استفاده شده بود.تمرین برای نگاه کردن به چشمان مخاطبان،بهره گرفتن از برخی از حرکات بدن، دست یا عضلات صورت ، ضعیف و شدید کردن آهنگ کلام، تنفس عمیق در زمانهای مناسب، و…قسمتهایی از این دوره آموزشی به حساب می آمدند.

پژوهشهایی که در این مؤسسه صورت گرفت، نشان دادندکه تغییر تفکر و نگرش افراد، بیش از تمرین در بهبود شرایط آنان و آماده شدن آنها برای سخن گفتن در جمع لازم است.بنابراین شما هم برای موفقیت در این زمینه به هر دوی این قسمتها توجه داشته باشید.در اینجا متنی ارایه می شود که تا اندازه زیادی شما به یک سخنران خوب و موفق مؤثر است:

ادامه دارد . . .

بخش تلقین پذیری

.

مطالب مرتبط

دیدگاه های این نوشته

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .