اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » بازتاب شرطی » معالجه برخی از بیماری­های روانی با استفاده از قانون پاولف

معالجه برخی از بیماری­های روانی با استفاده از قانون پاولف

معالجه برخی از بیماری­های روانی با استفاده از قانون پاولف

معالجه برخی از بیماری­های روانی با استفاده از قانون پاولف

برای اینکه روش معالجات برخی از بیماری­های روانی را به وسیله قانون پاولف برای شما بگویم ناچارم قبلاً سه قانون پاولف را برای شما تعریف کنم، زیرا پاولف علاوه بر یک قانون بازتاب شرطی که تا این جا برای شما بیان کرده­ ام، سه قانون دیگر به مرور کشف نمود که آن­ها را به طور اختصار برای شما تعریف می­کنم.

شروع کشف این سه قانون مثل بسیاری از اختراعات و اکتشافات دیگر اتفاقی بود، یعنی آمدن سیل موجب کشف این سه قانون شد، برای شما خیل جالب است که چطور ممکن می­شود آمدن سیل باعث کشف سایر قوانین تحریکات انعکاسی شود، حالا در زیر ملاحظه خواهید کرد که چطور سیل باعث پیدایش سه قانون دیگر بازتاب شرطی شد.

سیل و تحریکات عصبی

در سال ۱۹۲۴ در لنینگراد سیل بزرگی آمد و این سیل همراه با بی­ احتیاطی و بی­نظمی متصدی آزمایشگاه پاولف باعث کشف بسیار جالبی شد، به این ترتیب که در غیبت مأمور آزمایشگاه، سیلاب فضای آزمایشگاه را پر کرد و وحشت و اضطراب زیادی در سگ­ها که در قفس­های خود محبوس بودند و نمی­توانستند از آن خارج شوند به وجود آورد. به هنگام مراجعت متصدی پدیده عجیبی مشاهده شد، که مقدمه­ ای برای مطالعات بیشتر گردید.

عوض شدن جای عواطف دوستی با دشمنی به علت فشار زیاد به اعصاب

پاولف مشاهده کرد که رفتار سگ­ها که طی مدت دراز تحت شرایط معینی واقع شده و حالت بسیار دوستانه­ ای نسبت(سایت هیپنوتیسم دات ای آر) به مأمورین آزمایشگاه پیدا کرده بودند به کلی عوض شده و حالت بسیار خصمانه­ ای نسبت به او و متصدیان نشان می­دهند این پدیده باعث شد که پاولاف تحقیقات دیگری را آغاز کند و به نتایج برسد.

پاولف متوجه که قدرت تحمل دستگاه اعصاب سگ حد دارد و پس از آن حد چنانچه فشار و «محرک» خارجی باز هم بیشتر شود، به ترتیب از یاد شدت  ممکن است یکی از این سه حالت زیر پدید آید.

مرحله اول- حالت یکنواخت

مرحله اول که پاولف آن را حالت یکنواخت، متساوی یا یکسان فعالیت مغزی نامیده عبارت از حالتی است که در آن حالت پس از فشار به اعصاب و خسته نمودن انسان یا حیوان. تأثیر «محرک» قوی و ضعیف روی بدن یکسان است.

برای اینکه موضوع بهتر فهمیده شود، من درباره «محرک» قوی و ضعیف و اثر آن کمی توضیح می­دهم.

پاولف هنگام غذا دادن به سگ آزمایشات مختلف نمود. مثلاً به سگ غذای خیلی کمی داد و زنگ را یک مرتبه خیلی آهسته به صدا درآورد و سپس غذای بیشتری داد و زنگ را چندین مرتبه محکم به صدا در آورد.

در این دو آزمایش مشاهده کرد، که وقتی صدای زنگ ضعیف و تک زنگ است بزاق دهان سگ کم ترشح می­شود، و وقتی صدای زنگ محکم و ممتد است آب دهان سگ بیشتر وارد لوله آزمایش می­شود، یعنی وقتی (محرک) ضعیف است «پاسخ» هم ضعیف است و وقتی «محرک» خارجی قوی است «پاسخ» هم قوی است.

جریان برق به جای زنگ

پاولف به جای زنگ، از جریان ضعیف برق استفاده کرد، یعنی هر وقت به سگ غذا می­داد، به جای اینکه زنگ را به صدا درآورد، فقط برق ضعیفی به پای سگ وصل می­شد. وصل جریان برق هم درست نتیجه­ اش مثل صدای زنگ بود، یعنی پاولف پس از چند مرتبه همراه کردن برق با غذا یک مرتبه فقط جریان برق را به پای سگ منتقل کرد، مشاهده نمود که باز هم بزاق دهان سگ جاری شد.

پاولف جریان برق ضعیفی وصل کرد و غذای کمتری داد و جریان برق قوی­تری وصل کرد و غذای بیشتری داد و نتیجه گرفت، که وقتی ضربه الکتریکی ضعیفی به سگ وارد می­شود، آب دهان سگ خیلی کم جاری می­شود، یعنی «پاسخ» ضعیف است و وقتی ضربه الکتریکی قوی­تری وارد می­آورد، آب دهان سگ بیشتر جاری می­شود یعنی در مقابل «محرک» قوی­تر «پاسخ» قوی­تر است.

پس از این توضیح مختصر به اصل موضوع بر می­گردیم، پاولف آزمایشات دیگری را شروع کرد، یعنی نخست سگ را خسته کرد و به وسایل مختلف به اعصاب سگ فشار وارد آورد، بعد جریان برق ضعیف و قوی را وصل کرد، مشاهده نمود که در هر دو حالت نتیجه یکی است، یعنی تعداد قطرات آب دهان در هر دو دفعه یک اندازه است. پس نتیجه گرفت.

چنانچه سگ خسته شود و قبلاً فشار به اعصابش وارد آمده باشد تأثیر (محرک) قوی و ضعیف بر روی سگ یکسان است.

انسان­ها هم همینطور هستند

عین همین عکس­ العمل یاد شده بر روی انسان­ها هم دیده می­شود، مثلاً هنگام خستگی زیاد از مشکلات و حوادث زندگی تأثیر وقایع مهم­ یا بی اهمیت برای انسان یکسان است. از نظر کسی که اعصابش خسته است، تأثیر شنیدن خبر برنده شدن صد هزار تومان و صد تومان یکسان است.

شاید شما هم در اثر گرفتاری­های زندگی به این حالت دچار شده باشید، وقتی در زندگی اجتماعی بنا به عللی فشار زیاد به اعصاب شما وارد می­شود احساس می­کنید، که از زندگی لذت نمی­برید، زندگی به(سایت هیپنوتیسم دات ای آر) نظرتان پوچ و بی­معنی می­آید، نه از شادی­ها شاد می­شوید و نه از غم­ها غمگین، نه از زنده بودن خود لذت می­برید و نه به کشته شدن اهمیت می­دهید، هیچ عاملی نه شما را خوشحال­تر و نه غمگین­تر می­کنید. احساس پوچی و بیهودگی می­کنید.

البته فراموش نشود، که این موضوع از اعجاز بزرگ طبیعت است، زیرا کسی که محکوم به اعدام است، وقتی بیش از حد به اعصابش فشار وارد شد، در برابر اعدام و مرگ بی­تفاوت و خونسرد می­شود، در مقابل چوبه دار یا گلوله­ های جنگ­افزار (تفنگ) خونسرد، و بی­ اعتنا و بی­تفاوت می­شود شخص محکوم به اعدام اگر به اندازه کافی فشار بر اعصابش وارد آمده باشد، هیچ احساس ترس و وحشتی نمی­کند.

نتیجه:

پس از فشار به اعصاب و خستگی، تأثیر (محرک) قوی و ضعیف خارجی روی بدن انسان یا حیوان یکسان است.

حالت دوم- حالت متناقض

پاولف در آزمایش­های خود فشارهای خارجی را بیشتر کرد، اعصاب سگ را بیشتر از حالت اول خسته نمود، در چنین حالتی مشاهده کرد، که سگ در مقابل «محرک» قوی هیچ «پاسخی» و عکس­ العملی نشان نمی­دهد، ولی برعکس در مقابل «محرک» ضعیف پاسخ می­دهد.

پس مرحله دوم یا حالت متناقض عبارت از حالتی است که اگر اعصاب سگ بیش از اندازه حالت اول خسته شود، هنگام آزمایش سگ در برابر «محرک» قوی «پاسخ» نمی­دهد «یعنی بزاق دهانش ترشح نمی­شود ولی در برابر «محرک» ضعیف «پاسخ» می­دهد، یعنی بزاق دهانش ترشح می­شود.

اثر حالت متناقض در انسان

اثر حالت متناقض در انسان دیده می­شود، به این ترتیب که انسان در اثر ناراحتی­های شدید عصبی ممکن است، ضربه­ های قوی وارد بر روی عضلاتش را حس نکند، ولی تماس جزئی سوزنی را با کف پایش حس کند، یعنی در اثر ضربه ضعیف ناراحت شود.

به همین دلیل است اشخاصی که به علل گرفتاری­های شدید و خطرناک زندگی فشار زیاد به اعصابشان وارد می­شود، در زیر باز ناملایمات بسیار سنگین، بی­تفاوت هستند ولی در اثر کوچک­ترین حرفی ممکن است منفجر شوند، فریاد راه بیاندازند، بکشند یا خودکشی کنند.

مرحله سوم- حالت بسیار متناقض

سومین مرحله عکس ­العمل دفاعی را پاولف مرحله «بسیار متناقض» نامیده و آن همان تأثیری است، که سیل معروف در رفتار سگ­ها گذاشته  بود. در این مرحله بازتاب­های شرطی مثبت، ناگهان منفی می­شوند و بازتاب­های شرطی منفی، مثبت می­گردند.

مثلاً سگ نسبت به نگهبانی که دوستش بوده دشمن می­شود، و نسبت به نگهبانی که دشمن می­دانسته احساس دوستی می­کند.

و این حالت متناقض وقتی مشاهده می­شود که فشار و خستگی عصبی وارده بیش از اندازه باشد.

پاولف برای خسته و عصبانی کردن سگ­ها، محرک­های شرطی را بدون نظم و ترتیب به کار مب­برد، یا سگ را به وسیله کار زیاد و بی­خوابی خسته می­کرد، و مرحله خستگی و عصبانیت سگ را بیشتر می­نمود و سپس تأثیر «محرک» ها را می­سنجید.

مرحله سوم در انسان نیز دیده می­شود، یکی از نتایج وارد آوردن فشار بیش از اندازه به اعصاب انسان، تغییر عقاید سیاسی و مذهبی است که در پست بعد توضیح بیشتری خواهیم داد.

مورد استفاده مرحله سوم در معالجه بیماری­های روانی

یکی از موارد برجسته، استفاده از این کشفیات معالجه جنون و بیماری­های روانی دیگر، با استفاده از شوک برقی که هنوز در بعضی از کشورها من جمله روسیه، انگلستان و ایران مرسوم است. در این مورد با وصل کردن جریان برق به دستگاه اعصاب و مغز مریض، مرحله سوم از بازتاب شرطی یعنی حالت «بسیار متناقض» را در بیمار به وجود می‌آورندو  پس از آن سعی می‌کنند با تلقین، افکار و رفتار قبلی او را از میان ببرند.

همین روش درباره بیماران روحی جنگ جهانی دوم نیز به کار برده شد و  نتایج بسیار سودمندی داشت. سربازانی که مرگ را از نزدیک به چشم دیده بودند، به بیماری‌های مختلف روانی، اضطراب، آشفتگی خاطر و تشویش دچار گردیدند.

بیشتر این بیماران با استفاده از کشفیات پاولف و با فشار به دستگاه اعصابشان  به وسیله برق و داروهایی که همین تأثیر را در دستگاه اعصاب انسان دارند، معالجه شدند.

این روش امروزه در «پسیکیاتری» یا همان روانپزشکی متداول است و علاوه بر استفاده از شوک برقی و دارو با پایین آوردن مقدار قند بدن به وسیله تزریق انسولین و تلقین افکار امیدبخش، بیماران روحی را معالجه می‌کنند.

هر وقت به هر نحوی اعصاب شخص خسته شود، میزان تلقین پذیری بالا می‌رود، در نتیجه ارگانیزم برای هیپنوتیزم آماده می‌شود. بنابراین این طریق معالجه را می‌توان نوعی معالجه از طریق هیپنوتیزم دانست.

ادامه دارد. . . (بخش بازتاب شرطی)

دیدگاه های این نوشته

دیدگاه شما

ابتدا وارد شوید تا بتوانید دیدگاهی ارسال کنید

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .