اوقات شرعی به افق شهرها


خانه » فوائد هیپنوتیزم » معالجه کمرویی به وسیله هیپنوتیزم,ناخوشی چهاردهم

معالجه کمرویی به وسیله هیپنوتیزم,ناخوشی چهاردهم

معالجه کمرویی به وسیله هیپنوتیزم,ناخوشی چهاردهم

ناخوشی چهاردهم

معالجه کمرویی به وسیله هیپنوتیزم

 

«من فکر می‌کنم که آدم کم‌هوش و احمقی هستم» این جمله‌ای بود که آقای «بارکر» وقتی به مطب من آمده بود می گفت و بعد اضافه کرد: «من شخص تاجر جا افتاده‌ای هستم ولی مانند یک دختر مدرسه خجالتی، کمرو و خجالتی هستم».

به طوری که از شرح بقیه  داستان آقای‌«بارکر» استنباط شد، به طور کلی در مقابل همه مردم خجالت می‌کشید و از این وضعیت رنج می‌برد. با کوچک‌ترین انگیزه و تحریک چهره‌اش سرخ می‌شد، بخصوص اگر متوجه می‌شد که به هر طریق توجه و نگاه کسی به او معطوف شده است.

آقای «بارکر» ازدواج کرده بود ولی زندگی اجتماعی و زناشویی‌اش بیهوده سپری می‌شد زیرا زنش وقتی مشاهده می‌کرد که نه به میهمانی و دیدار دوستان می‌روند و نه کسی را به میهمانی دعوت می‌کنند رنج می‌برد و از این بابت همیشه با هم اختلاف و بگومگو داشتند.

آقای «بارکر» در سرکارش نیز همیشه غمگین و افسرده بود زیرا که فکر می‌کرد همه دختران می‌دانند که ایشان مردی خجالتی و کمرو می‌باشد و خیال می‌کرد که در پشت سر به او می‌خندند. این مریض می گفت که این عادت احمقانه باعث شده است که همیشه احساس حقارت و کوچکی کند و اگر این احساس نبود می‌توانست در شغل خود خیلی بیشتر ترقی کند.

درمان کمرویی با هیپنوتیزم

درمان کمرویی با هیپنوتیزم

وقتی از او سوال شد که چرا اینقدر از کمرویی می‌ترسد، جواب داد «اوه» این کمرویی باعث می‌شود که من در حضور مردم احساس حماقت و نادانی کنم و فکر می‌کنم از دیگران کمترم و فکر می‌کنم که مردم می‌دانند که من مردی عصبی  و حقیر هستم.

هنگام تحقیق و بررسی معلوم می‌شود که اکثر مردم کمرو، همین‌طور فکر می‌کنند. این قبیل مبتلایان به بیماری کمرویی تصور می‌کنند که یک تابلویی با لامپی روشن به گردن آنان آویخته شده و روی آن نوشته شده «من احساس حقارت می‌کنم، من عصبی هستم» و یا عبارتی نظیر آن.

احساس حقارت و کمرویی بد است و بدتر از آن این است که خیال کنند همه می‌دانند که ایشان کمرو و  خجالتی هستند.

به آقای «بارکر» گفته شد که ترس از کمرویی موجب بیشتر شدن کمرویی می‌شود. هر کس در اوایل زندگی جوانیش بخصوص در زمانی که هنوز اعصابس استحکام نیافته کم و بیش  خجالتی است ولی بیشتر مردم از این حالت ناراحت و نگران نیستند و همین که به تدریج سیستم عصبی بیشتر قوی می‌شود، اضطراب از کمرویی کمتر می‌گردد.

سرخ شدن صورت بدین شکل انجام می‌شود که مویرگ‌های گردن و صورت گشادتر می‌شوند، در نتیجه خون بیشتری زیر پوست صورت می‌دود.

این رگها و مویرگ ها در همه جای بدن وجود دارند و به وسیله شبکه‌ای از اعصاب احاطه شده‌اند و به وسیله پیامی که از مغز به وسیله این اعصاب به این مویرگ‌ها می‌رسد، گشاد یا تنگ می‌شوند. هر کسی می‌داند که جانور کوچکی به نام سمندر وجود دارد که این جانور در خاک و سبزه و در محیط‌های  مختلف رنگ همان را به خود می‌گیرد، یعنی رنگ پوست بدن خود را تغییر می‌دهد و این یک نوع دفاع است.

سر خشدن چهره نیز یک نوع سازوکار دفاعی بدن است که برای پنهان کردن حالت خجالت و احساس حقارت یا در مقابل سایر خطرات احتمالی به کار می‌افتد. بنابراین علت اصلی سرخ شدن چهره ترس از سرخ شدن چهره است، برای معالجه و از بین بردن آن بایستی ترس از سرخ شدن چهره را از بین برد. ترس از سرخ شدن چهره برای اولین بار یکمرتبه در گذشته به شدت اتفاق افتاده است  و پس از آن کم‌کم رو به توسعه گذاشته و تقویت شده که در حال حاضر شما قادر نیستید علت اولیه را به یاد بیاورید، ولی  پس از اولین جلسه هیپنوتیزم که یاد گرفتید که چگونه خود را شل و وانهاده کنید به خوبی علت آن را به یاد خواهید آورد.

بالاخره به کمک هیپنوتیزم توانست علت اولیه سرخ شدن صورتش را به یاد آورد. و این‌طور داستان خود را تعریف کرد.

 در سن پنج یا شش سالگی در یک جشن تولد کودکانه شرکت کرده بودم. زنها و مادرها نشسته و باهم درباره بچه‌ها صحبت می‌کردند یکی از خانم‌ها رو به من کرده در حالی که با انگشت مرا نشان می‌داد گفت: «چه گیسوان بلند قشنگی! این باید دختر باشد» نامیدن یک پسربچه پنج ساله به نام دختر(سایت هیپنوتیسم دات آی آر)  در آن سن بسیار توهین‌آمیز است و من که سخت عصبانی و ناراحت شده بودم از خجالت سرخ شدم و چون مرا دختر نامیده بود احساس حقارت کردم. در این موقع که چهره‌ من سرخ شده بود یک زن احمق دیگری گفت «اوه، نگاه کن، این بچه چقدر خجالتی است،‌صورتش سرخ شده».

بدبختانه چند تن از سایر بچه‌ها متوجه این موضوع شدند و شروع به ناراحت کردن من نمودند. بعداً هر وقت این بچه‌ها مرا می دیدند به من می گفتند «خجالتی» و در مدرسه هم باز همان همبازی‌ها می‌گفتند : «نگاه کنید این پسر مانند دخترها خجالتی  است».

در حقیقت آقای «بارکر» در آن سن دچار یک نوع حالت «خود هیپنوتیزم» شده و به وی تلقین شده بود که خجالتی است.

اوضاع و احوال جشن، فکر  این کودک را کاملاً متمرکز کرده بود و در چنین حالتی به او تلقین شده بود که خجالتی است. به هر حال وقتی آقای «بارکر» این حقیقت را تعریف کرد، کمی تسکین یافت ولی به او گفته شد که احتیاج به چند جلسه هیپنوتیزم دارد. در طی جلسات به او تلقین شد که دیگر ان کودک ۵ ساله نیست، در حضور مردم احساس حقارت و شرمزدگی نخواهد کرد. به او  تلقین شد که در نظر خود مجسم کند که در حضور مردم، در همه جا بدون احساس خجلت صحبت و گفتگو می‌کند و از این قبیل تلقینات. چندی بعد زن آقای «بارکر» نامه نوشت که چقدر ازبهبود شوهرش خوشحال است و با هم می‌توانند به دید و بازدید بروند و بسیار تشکر کرده بود.

کمرویی ممکن است از نظر روانی علل مختلفی داشته باشد که همه آنها به وسیله هیپنوتیزم قابل معالجه هستند.

هیپنوتیزم بهترین معالج کمرویی است.

ادامه دارد…(بخش فوائد هیپنوتیزم)

مطالب مرتبط

دیدگاه های این نوشته

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

تبلیغات

inapply team | All Rights Reserved - © 2012

باز نشر مطالب هیپنوتیسم دات آی آر تنها با ذکر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد .